تبليغاتX
لوح وقلم
لوح وقلم
I never know how to worship until I know how to love
آشنایی با آنفلوآنزای خوکی
  چاپ ارسال به دوست

 آنفلوانزا (Influenza )یک بیماری ویروسی حاد دستگاه تنفسی است که در اثر ویروس آنفلوانزا ایجاد می‌گردد و با تب، سردرد، درد عضلانی، تعریق، آب‌ریزش بینی، گلو درد و سرفه تظاهر پیدا می کند. ویروس آنفلوانزا از خانواده ارتومیکوویریده بوده و یک RNA virus است. تاکنون سه نوع اصلی از این ویروس به نام‌های A و B و C شناخته شده است.

 نوع A: دارای زیرگونه های متفاوتی است و انسان، پرندگان و دیگر حیوانات را مبتلا می‌نماید. این ویروس همه گیری‌های متعدد جهانی نیز ایجاد نموده است.

نوع B: فقط انسان را مبتلا می‌نماید و با میزان کمتری مسئول ایجاد همه گیری‌های منطقه‌ای و یا گسترده بوده است.

نوع C: انسان و خوک را مبتلا می‌کند و در ایجاد موارد اسپورادیک (تک گیر) و همه گیری‌های موضعی کوچک نقش داشته است.

 

آنفلوانزا نوع A:

باعث ایجاد بیماری در گونه‌های متفاوت جانداران از جمله انسان و پرندگان می‌شود و به نسبت بقیه گونه‌ها دارای قدرت بیماری زایی بیشتری است. زیرگونه‌های آنفلوانزای A بر اساس خصوصیات آنتی‌ژنیک گلیکوپروتئین‌های سطحی خود طبقه بندی می‌شوند. این آنتی‌ژن‌ها عبارتند از هما گلوتینین (H) و نورآنیداز (N). موتاسیون مکرر ژن‌های گلیکوپروتئین‌های سطحی منجر به ایجاد تیپ‌های گوناگون می‌شود که بر اساس منطقه جغرافیایی، شماره کشت و سال جدا شدنشان نامگذاری می‌شوند.

ویروس‌های آنفلوانزا در فواصل نا منظم دچار تغییرات آنتی ژنی اساسی (Antigenic Shift) می‌شوند که این تغییرات عمدتاً نتیجه ترکیب غیر قابل پیش بینی آنتی ژن‌های ویروس‌های آنفلوانزای انسان با آنفلوانزای خوکی یا پرندگان می‌باشد. این تغییرات در واقع باعث ایجاد ویروسهای جدید می‌گردد و همین تیپ‌های ویروسی جدید هستند که پاندمی‌های بیماری را به وجود می‌آورند. ویروس آنفلوانزا در طی قرن بیستم باعث ایجاد سه پاندمی گردید که مرگ و میر بالایی را به دنبال داشت.

تغییرات نسبتاً جزئی آنتی ژنی (Antigenic Drift) نیز در ویروس‌های گروه و  به طور دائم رخ می‌دهند و سبب ایجاد همه گیری‌های متعدد منطقه‌ای می‌گردند. در واقع همین تغییرات هستند که باعث تغییر سالیانه ترکیب واکسن آنفلوانزا می‌شوند.

 

آنفلوانزای H1N1 (خوکی)

Swine flue در اثر انواع ویروس نوع A شامل (H3N2، H3N1، H1N2، H1N1) ایجاد می‌شود که متداول‌ترین نوع آن H1N1 ­ است. این ویروس در خوک قدرت بیماری زایی بالایی دارد.

بر اساس گزارشات مرکز کنترل بیماری‌ها در آمریکا (CDC) در سال‌های گذشته هر یک یا دو سال یک مورد انسانی از ابتلا به این ویروس مشاهده می‌گردید ولی در چند ماه گذشته به دلیل تغییر آنتی‌ژنیک، این ویروس قدرت سرایت به انسان و از انسان به انسان را پیدا نموده است که تحت عنوان ویروس

A/California/04/2004/H1N1  نامگذاری شده است.این ویروس یک ویروس جدید است و بیشتر مردم نسبت به آن ایمنی نداشته  و یا دارای حداقل ایمنی هستند. لذا این ویروس نسبت به آنفلوانزای فصلی دارای قدرت عفونت زایی بیشتری است. با توجه به قدرت انتقال انسان به انسان در این ویروس، تعداد کشورهایی که این ویروس جدید را گزارش می‌کنند روز به روز در حال افزایش است و با توجه به اعلام سازمان جهانی بهداشت (WHO) هم اکنون در فاز ششم پاندمی آنفلوانزا (فاز پاندمی قرار داریم). در ماه گذشته تعدادی موارد مثبت نیز از کشورمان گزارش شده است. در بین کشورهای نزدیک به ایران کشورهایی چون ترکیه، عراق، عربستان، کویت، بحرین، هند، چین، یمن و روسیه جزء کشورهایی هستند که موارد بیماری را اعلام نموده‌اند. در این میان کشورهای عراق و عربستان با توجه به سفرهای زیارتی، در بررسی اپیدمیولوژیک از اهمیت بالایی برخوردارند (لیست آخرین اطلاعات بیماری در سایت سازمان جهانی بهداشت به آدرس www.WHO.int قرار دارد).

تعریف موارد بالینی ابتلا به عفونت با ویروس H1N1

برای درک عمیق موارد مظنون و محتمل و قطعی بیماری، آگاهی از این نکته ضروری است که این بیماری از لحاظ بالینی دارای طیف وسیعی است که عبارنتد از:

 

(1)    موارد بالینی خفیف [بیماری مشابه آنفلوانزا (Influenza like illness)]

(2)    موارد شدیدتر از نظر بالینی [هر گونه بیماری شدید و حاد دستگاه تنفسی تحتانی (SARI) بالاخص پنمونی]

(3)    موارد بی علامت

علایم بالینی: تب بیش از 8/37 درجه، آب‌ریزش بینی، سرفه، گلودرد و علایمی چون: سردرد، تنگی نفس، میالژی، درد مفصلی، تهوع، استفراغ و اسهال.

 

تعریف موارد بیماری (Case definition)

(A) موارد مظنون (Suspected case)، بیماری تنفسی حاد یعنی تب بالای 8/37 درجه بعلاوه 2 یا بیشتر از این علامت‌ها: احساس انسداد بینی، گلودرد، سرفه به همراه حد اقل یک خصیصه اپیدمیولوژیک

 

خصیصه‌های اپیدمیولوژیک (Epidemiologic Criteriae)

الف) کسی که در 7 روز قبل مقیم منطقه‌ای بوده که از آن منطقه یک مورد یا بیشتر از موارد قطعی آنفلوانزای H1N1 گزارش شده، یا در 7 روز گذشته به این مناطق سفر داشته است.

ب) فردی که طی 7 روز گذشته با فردی که مورد قطعی یا محتمل H1N1 بوده، در تماس نزدیک بوده باشد.

 

(B) موارد محتمل، مورد مظنون+ یک تست مثبت غیر قابل گروه بندی توسط RT-PCR برای آنفلوانزای A

 

(c) موارد قطعی، مورد مظنون+ تشخیص قطعی آزمایشگاهی

 

تشخیص قطعی آزمایشگاهی:

(1) Real time PCR (RT-PCR) مثبت

(2) کشت مثبت ویروسی

(3) افزایش 4 برابری در تیتر آنتی بادی‌های خنثی کننده ویژه ویروس H1N1

 

پیشگیری و درمان

در حال حاضر در ایران واکسنی برای این ویروس وجود ندارد. دو داروی زانامیویر و استامیویر، داروهای موثر بر این ویروس هستند که برای درمان بیماران و کموپروفیلاکسی موارد مورد استفاده قرار می‌گیرند.

در حال حاضر داروی استامیویر در مراکز بهداشتی موجود می‌باشد. تصمیم گیری برای درمان بیماران بر اساس دستور العمل‌های موجود و طبق نظر فوکال پوینت علمی برنامه انجام می‌گیرد.

در پایان بهتر است بدانیم که بیماری آنفلوانزای خوکی یک بیماری مهلک و کشنده نیست و میزان درصد کشندگی (mortality rate) آن حتی از آنفلوانزای فصلی نیز کمتر است، بنابراین نباید در صورت آلودگی به این بیماری دچار ترس و وحشت شد. تنها نکته حائز اهمیت در این میان میزان شیوع این بیماری است، که بسیار بیشتر از آنفلوانزای فصلی است. برای درک بیشتر مطلب، به مثال زیر توجه کنید؛

اگر میزان کشندگی آنفلوانزای فصلی 2 درصد باشد و 100 نفر به این بیماری مبتلا شوند، 2 نفر فوت خواهند کرد، پس میزان تلفات 2 نفر خواهد بود.

حال در نظر بگیرید که میزان کشندگی آنفلوانزای خوکی 2/0 درصد (10 برابر کمتر از آنفلوانزای فصلی) باشد، ولی این ویروس یک میلیون نفر را آلوده کند؛ در این صورت 2000 نفر خواهند مرد، پس میزان تلفات 2000 نفر خواهد بود.

برای پیشگیری از وقوع این بیماری در مدارس توصیه می‌شود که افراد مشکوک در منزل استراحت کرده و تا زمانی که صلاحدید پزشک معالج آن‌هاست به مدرسه مراجعه نکنند. تا حد امکان از دست دادن و دیده بوسی کاسته شود. شستن دست‌ها با اینکه عملی ساده به نظر می‌رسد اما از ماسک زدن تاثیر بیشتری دارد.

(نویسنده: دکتر علی سینا شاهی)

برگرفته از سایت خانه زیست شناسی
|+| نوشته شده توسط پورقاسمیان در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 ساعت 0:16 |

آمبولي‌ ريه‌
آمبولي‌ ريه‌

pulmonary embolism

شرح بيماري
آمبولي‌ ريه‌ وجود لخته‌ خون‌ يا چربي‌ (به‌ ندرت‌) در يكي‌ از شريان‌هايي‌ كه‌ به‌ بافت‌ ريه‌ها خونرساني‌ مي‌كنند. لخته‌ خون‌ در ابتدا در يكي‌ از وريدهاي‌ عمقي‌ اندام‌ تحتاني‌ يا لگن‌ شكل‌ مي‌گيرد. آمبولي‌ چربي‌ معمولاً از ناحيه‌ يك‌ شكستگي‌ استخواني‌ تشكيل‌ مي‌شود. لخته‌ خون‌ يا آمبولي‌ چربي‌ از طريق‌ جريان‌ خون‌ و با عبور از قلب‌ به‌ يكي‌ از شريان‌هاي‌ مشروب‌ كننده‌ بافت‌ ريه‌ راه‌ يافته‌ و در آنجا مستقر مي‌گردد. اين‌ پديده‌ سبب‌ انسداد شريان‌ مزبور و در نتيجه‌ كاهش‌ توانايي‌ تنفسي‌ و گاهي‌ تخريب‌ بافت‌ ريه‌ مي‌گردد. آمبولي‌ ريه‌ در همه‌ سنين‌ ممكن‌ است‌ رخ‌ دهد ولي‌ در بزرگسالان‌ شايع‌تر است‌.
   علايم‌ شايع‌
كوتاهي‌ نفس‌ ناگهاني‌
غش‌ كردن‌ يا حالت‌ غش‌ پيدا كردن‌
درد قفسه‌ سينه‌
سرفه‌ (گاهي‌ همراه‌ با خلط‌ خوني‌)
تندي‌ ضربان‌ قلب‌
تب‌ خفيف‌ قبل‌ از بروز علايم‌ فوق‌ معمولاً تورم‌ و درد اندام‌ تحتاني‌ وجود دارد.
   علل‌
لخته‌ شدن‌ خون‌ در وريدهاي‌ عمقي‌. اين‌ حالت‌ هر زمان‌ كه‌ خون‌ در داخل‌ وريد تجمع‌ يافته‌ و به‌ خوبي‌ جريان‌ نداشته‌ باشد مي‌تواند ايجاد شود.
   عوامل تشديد كننده بيماري
سن‌ بالاي‌ 60 سال‌
هرگونه‌ آسيب‌ يا بيماري‌ مستلزم‌ استراحت‌ طولاني‌ در بستر
نشستن‌ در يك‌ وضعيت‌ ثابت‌ به‌ مدت‌ طولاني‌ مثلاً در طي‌ مسافرت‌ با هواپيما
جراحي‌ اخير
نارسايي‌ احتقاني‌ قلب‌
اختلالات‌ ريتم‌ قلب‌
پلي‌سيتمي‌؛ كم‌ خوني‌ هموليتيك‌
شكستگي‌ استخوان‌
چاقي‌؛ استعمال‌ دخانيات‌
بارداري‌
مصرف‌ قرص‌هاي‌ ضد بارداري‌ به‌ خصوص‌ در خانم‌هاي‌ سيگاري‌
    پيشگيري‌
از استراحت‌ طولاني‌مدت‌ در بستر در طي‌ بيماري‌ خودداري‌ كنيد. در طي‌ دوره‌ نقاهت‌ از جوراب‌ كشي‌ استفاده‌ كنيد (چه‌ در هنگام‌ استراحت‌ در بستر و چه‌ در هنگام‌ برخاستن‌ از بستر)
پس‌ از جراحي‌ هر چه‌ سريعتر حركت‌ اندام‌هاي‌ تحتاني‌ و راه‌ رفتن‌ را شروع‌ كنيد.
خودداري‌ از استعمال‌ دخانيات‌، به‌ خصوص‌ در خانم‌هاي‌ 35 سال‌ به‌ بالا كه‌ قرص‌ ضد بارداري‌ مصرف‌ مي‌كنند.
اجتناب‌ از جراحي‌هاي‌ غير ضروري‌. در اين‌ موارد از روش‌هاي‌ ديگري‌ غير از جراحي‌ استفاده‌ كنيد.
در طي‌ سفر هر 2-1 ساعت‌ مدتي‌ ايستاده‌ و راه‌ برويد.
مصرف‌ يك‌ قرص‌ آسپرين‌ در روز ممكن‌ است‌ نقش‌ پيشگيري‌ كننده‌ در اين‌ زمينه‌ داشته‌ باشد؛ در اين‌ باره‌ با پزشك‌ خود مشورت‌ كنيد.
   عواقب‌ مورد انتظار
معمولاً مراقبت‌هاي‌ ويژه‌ در عرض‌ 14-10 روز بهبود مي‌يابد.
    عوارض‌ احتمالي‌
مرگ‌ سريع‌الوقوع‌ در اثر يك‌ لخته‌ بزرگ‌ كه‌ بيش‌ از 50% جريان‌ خون‌ ريه‌ها را مسدود كند.
خونريزي‌ شديد داخل‌ ريه‌ دراثر لخته‌هاي‌ كوچكتر
    درمان‌
    اصول‌ كلي‌
بررسي‌هاي‌ تشخيصي‌ ممكن‌ است‌ شامل‌ راديوگرافي‌ قفسه‌ سينه‌، اسكن‌ ريه‌، آنژيوگرافي‌ ريه‌، نوار قلب‌، سمع‌ قلب‌ و ريه‌، و آزمايش‌هاي‌ خون‌ جهت‌ اندازه‌گيري‌ عوامل‌ انعقادي‌ و زمان‌ پروترومبين‌ باشد.
هدف‌ درماني‌ عبارتست‌از:
حفظ‌ عملكرد قلب‌ و ريه‌ در حد قابل‌ قبول‌ (تا برطرف‌ شدن‌ لخته‌) و جلوگيري‌ از عود آمبولي‌
جراحي‌ ممكن‌ است‌ به‌ منظور بستن‌ وريد بزرگ‌ منتهي‌ به‌ قلب‌ و ريه‌ (وريد اجوف‌) يا قرار دادن‌ يك‌ صافي‌ در داخل‌ آن‌ براي‌ جلوگيري‌ از عبور لخته‌ها به‌ سمت‌ قلب‌ لازم‌ باشد (به‌ ندرت‌)
استفاده‌ از جوراب‌كشي‌ يا پيچيدن‌ ساق‌ پا با باند كشي‌
از نشستن‌ به‌ حالتي‌ كه‌ ساق‌ها يا مچ‌ پاها را روي‌ يكديگر بيندازيد خودداري‌ كنيد.
در هنگام‌ نشستن‌ طولاني‌ مدت‌ طوري‌ بنشينيد كه‌ پاها بالاتر از ران‌ها قرار گيرند.
در هنگام‌ خوابيدن‌ پاها را بالاتر از سطح‌ بستر قرار دهيد.
    داروها
داروهاي‌ ضد انعقاد در جهت‌ حل‌ كردن‌ لخته‌ و جلوگيري‌ از ايجاد دوباره‌ آن‌. سطح‌ داروهاي‌ ضد انعقاد بايد به‌ طور مرتب‌ اندازه‌گيري‌ شود تا اطمينان‌ حاصل‌ شود سطح‌ آنها در حد مطلوب‌ و بي‌خطر است‌.
تجويز اكسيژن‌، در صورت‌ نياز
آنتي‌بيوتيك‌ها، در موارد آمبولي‌ عفوني‌
    فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري
تا هنگام‌ برطرف‌ شدن‌ علايم‌ التهابي‌ ناشي‌ از لخته‌ شدن‌ خون‌ در بستر استراحت‌ نماييد. در طي‌ استراحت‌ در بستر اندام‌هاي‌ تحتاني‌ را به‌ طور مكرر حركت‌ دهيد تا به‌ جريان‌ يافتن‌ خون‌ در آن‌ها كمك‌ شود.
    رژيم‌ غذايي‌
رژيم‌ خاصي‌ نياز نيست‌.
    درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟:

اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌تان داراي‌ علايم‌ آمبولي‌ ريه‌ باشيد. اين‌ حالت‌ يك‌ اورژانس‌ است‌!
بروز موارد زير در طي‌ درمان‌:
ـ درد قفسه‌ سينه‌
ـ سرفه‌ همراه‌ خلط‌ خوني‌
ـ كوتاهي‌ نفس‌
ـ تشديد تورم‌ و درد ساق‌ پا

http://www.irteb.com  : منبع

|+| نوشته شده توسط پورقاسمیان در دوشنبه سیزدهم آبان 1387 ساعت 23:51 |

عسل غذا یا دارو؟
معجون عسل و میوه‌های مغزدار در كاهش چربی خون موثر است
 

متن كامل:
مصرف عسل و میوه‌های مغزداری چون پسته، فندق و گردو باعث كاهش كلسترول خون می‌شود.
افراد برای كاهش كلسترول خون باید عسل، بادام، پسته، فندوق و گردو را هم به میوه‌ها و سبزی‌های رژیمی خود اضافه كنند.
نتایج تحقیقات نشان داد كه عسل حاوی مقادیر زیادی آنتی‌اكسیدان است و مانند اسفناج، سیب، پرتقال و توت فرنگی می‌تواند با تولید رادیكال‌های آزاد آسیب‌رسان به سلول‌ها، مبارزه كند.
در این بررسی ۲۵ مرد ۱۸ تا ۶۸ ساله به مدت پنج هفته آزمایش شدند و در این مدت هر یك از آنها روزانه چهار قاشق غذاخوری عسل كه در یك لیوان آب حل شده بود، ‌خوردند و پس از پایان پنج هفته مشخص شد كه سطح آنتی اكسیدان‌ها در خون این افراد نسبت به قبل بالاتر رفته و میزان كلسترول آنها پایین آمده است.
در مطالعه دیگری هم نشان داده شد كه مصرف میوه‌های مغزدار مثل بادام با این كه خودشان حاوی چربی هستند ولی چون چربی آنها از نوع چربی غیر اشباع است، باعث كاهش میزان كلسترول بد یا LDL شده، در نتیجه خطر بیماری‌های قلبی را كاهش می‌دهند.
|+| نوشته شده توسط پورقاسمیان در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 0:30 |

تاثير تب و مكانيسم اثر دارو هاي تب بر

شناخت تب :

 

شايد تب  قديمي ترين و شناخته شده ترين مشخصه بيماري باشد. فايده تب براي موجود به طور يقين مشخص نيست .به نظر مفيد مي رسد كه بعنوان پاسخ به عفونت ها و ساير بيماري ها تكامل پيدا كرده و باقي مانده است. نخستين مطالعه درباره دماي بدن در سال 1868 مربوط به يك پزشك آلماني به نام كارل وندريش  است.

مطالعات ايمونولوژيك نشان‌دهنده اين نكته است كه افزايش جزئي درجه حرارت بدن قدرت سيستم ايمني را در مقابل عفونت ممكن است افزايش دهد كه يك نتيجه مطلوب مي باشد. هيپوتالاموس مغز در انسان بطور طبيعي درجه حرارت مركزي بدن را تنظيم مي كند و نسبت به افزايش و كاهش درجه حرارت محيط حساس بوده و با فرستادن ايمپالسهايي باعث تنظيم درجه حرارت بدن مي‌گردد.دماي بالاي بدن (تب) سرعت ضربان هاي قلب را زياد مي كند، بنابراين گلبولهاي سفيد نيز سريعتر به محل عفونت رسانده مي شوند. ماكروفاژ با بلعيدن باكتري درون خود درعفونت ها باعث آزاد شدن آندوتوكسين ها مي شود كه  اين مواد سبب ترشح  اينترلوكين-1(1 IL-) از ماكروفاژها مي شوند. اينترلوكين-1 باعث ميشود كه هيپوتالاموس؛ پروستا گلاندين بيشتري توليد مي كند، اين ماده باعث بروز تب مي شود. دماي طبيعي بدن بيشتر افراد بين 36.2 تا 37.2 است. تب كمتر 40 درجه، نيازي به درمان ندارد.ولي تب بالاتر از 40درجه (بويژه در كودكان) بايد فورا درمان گردد.در صورتيكه دماي بدن به 44.4 تا 45.5 برسد،بيمار حتما از بين مي رود.

 

فيزيولوژي تب :

 

تب عموما در نتيجه در معرض قرار گرفتن بدن در برابر ميكروارگانيسم‌هاي عفونت ‌زا و كمپلكس‌هاي ايمني يا ساير مواد ايجاد كننده التهاب ايجاد مي شود . در پاسخ به ويروسها و ميكروبها ، سلولهاي خوني ( مونوسيت‌ها و لنفوسيتها ) مواد شيميايي ترشح مي‌كنند كه بعنوان فاكتور تب‌زاي داخلي بوده و باعث توليد پروستاگلاندين(PG) در هيپوتالاموس قدامي مي‌شود كه آنهم به نوبه خود نقطه تنظيم درجه حرارت بدن را به نقطه بالاتري انتقال مي دهد. در انسان در پاسخ به اين افزايش تنظيم توسط يك سري مكانيسم ‌هاي فيزيولوژيك عروق پوستي منقبض شده ( تا از اتلاف حرارت جلوگيري شود ) و سوخت و ساز افزايش مي‌يابد تا درجه حرارت مركزي به 38 و بالاتر برسد(علت وجود لرز و يا احساس سرما قبل از افزايش درجه حرارت بدن ) .

سم هاي باكتريايي مثل اندوتوكسين  روي منوسيت ها، ماكروفاژ ها و سلول هاي كوپفر عمل مي كند تا سايتوكاين هايي كه به عنوان  عوامل تب زاي درونزاد ( Endogenous pyrogen ) عمل مي كنند، را توليد نمايند. تب توليد شده به وسيله سايتوكاين( IL-1 وTNF ) به علت آزاد شدن موضعي پرستاگلاندين در هيپوتالاموس قدامي ميباشد،.مهمترين سلولهاي توليد كننده IL-1 ، مونوسيت – ماكروفاژ هاي فعال شده هستند.

تعداد زيادي از ميكروارگانيسمها در محدوده باريكي از دما به خوبي رشد مي كنند وافزايش دما رشد آنها را مهار مي كند . علاوه بر اين  توليد آنتي بادي در زمان افزايش دماي بدن بالا مي رود.قبل از عرضه آنتي بيوتيك  ها تب به طور مصنوعي براي درمان سيفليس  عصبي ايجاد مي شد و اين عمل مفيد هم بود.

 

اثرات تب :

 

اثرات مفيد تب :

در آزمايشگاه ثابت شده است كه مكانيسم دفاعي بدن انسان در شرايط تب‌دار مفيدتر بوده و فعاليت بيشتري نسبت به زمان نرمال دارد. در ضمن رشد بعضي از ميكروارگانيسم‌ها در دماي بالا مهار مي‌شود .

اثرات مضرتب :

در سه مورد تب در عفونت تنفسي فوقاني مضر ميباشد :

الف ) مواردي كه شخص شديدا بيمار و ناتوان است و گرفتاري شديد ريوي و قلبي دارد.

ب ) تب بالاي 42 درجه سانتيگراد مي‌تواند منجر به آسيب عصبي شود .كه البته يك حالت خيلي نادر است .

ج ) بچه‌هاي زير 5 سال ، بخصوص 6 ماه تا 3 سال مستعد تب تشنج هستند.

علائم ديگر همراه تب عبارتند از سردرد ، بي‌اشتهايي ، ضعف ، خستگي و درد عضلاني .

 

سنتز ايكوزانوئيدها (پروستاگلاندين،ترومباكسان ،لكوترين ها):

 

فرايند التهاب و تب در اثر عملكرد مشتقات تركيبات اسيد آراشيدونيك ( يك ماده آلي20 كربنه حاوي 4 پيوند دوتايي ) مي باشد.اسيدآراشيدونيك فراوانترين و احتمالا مهمترين پيش ساز ايكوزانوئيدها(پروستاگلاندين،ترومباكسان ،لكوترين ها) مي باشد.ايكوزانوئيدها محصولات اكسيژ ناسيون اسيدهاي چرب اشباع شده با زنجير طويل هستند، كه از مسيرهاي زير سنتز مي شوند:

1)مسير پروستاگلاندين اندوپراكسيدازسنتتاز(سيكلواكسيژ ناز): سيكلو اكسيژناز اسيدآراشيدونيك(Arachidonic acid) را به پرستاگلاندين اندوپركسيد تبديل مي كند. اين مسير داراي دو ايزوزيم سنتاز ميباشد كه اين سنتازها داراي اهميت اند زيرا دراين مرحله است كه داروهاي ضدالتهاب غير استروئيدي و تب براثرات درماني خود را اعمال مي كنند.

2)مسير ليپو اكسيژ ناز: متابوليسم اسيد آراشيدونيك توسط ليپو اكسيژنازها منجر به  مشتقات هيدرواكسي و لكوترين ها مي گردد.بيشترين بررسي روي لكوترين مسير5- ليپو اكسيژ ناز صورت گرفته كه در سلولهاي التهابي (پلي مروفونوكلئرها،بازوفيل ها ، ماست سل ها ،ائوزينوفيل ها وماكروفاژها) توليد مي شود.

 

 

اثرات ايكوزونوئيدها روي بدن:

 

پرستاگلاندين كاركردهاي متفاوتي در بدن دارند،از جمله ايجاد التهاب،درد و تب ،حمايت از عملكرد پلاكت هاي خوني وغيره..

در دستگاه عصبي مركزي پروستاگلاندين ( PGE1 و PGE2 ) دماي بدن را بخصوص وقتي در داخل بطن هاي مغزي بكارروند افزايش مي دهند.عوامل تب زا،IL-1  آزاد مي كنند كه باعث افزايش سنتز و آزادن شدن پروستاگلاندين(PGE2 ) مي شود.

در دستگاه سيستم ايمني تجمع پلاكتي بطور قابل توجهي تحت تاثير ايكوزونوئيد ها واقع مي شود. نوتروفيل  ها و لنفوسيت ها يا پرستاگلاندين كمي سنتز مي كنند يا اصلا پروستاگلاندين نمي سازند، در حاليكه مونوسيت ها  ظرفيت هاي زيادي در زمينه سنتز پروستاگلاندين(PG)  و ترومباكسان(TXA) از طريق مسير سيكلو اكسيژناز دائمي و قابل تحريك دارند.

ماكروفاژهاي مونوسيت تنها سلول هاي اصلي دستگاه ايمني هستند كه مي توانند تمام ايكوزونوئيدها را سنتز كنند.لنفوسيت هاي B وT استثناهاي جالب توجهي را در مورد اين قاعده عمومي هستند كه همه سلولهاي هسته دار ايكوزانوئيد توليد مي كنند. تداخل بين لنفوسيت و ماكروفاژهاي منوسيت ممكن است باعث شود لنفوسيت ها از غشاي خود اسيد آراشيدونيك آزاد نمايند. اين اسيد بعدا توسط ماكروفاژهاي  مونوسيت جهت سنتز ايكوزونوئيد مصرف مي گردد. ايكوزونوئيد ها اثرات دستگاه ايمني را همانگونه كه از طريق پاسخ ايمني سلولي مشخص مي شود تنظيم مي كنند.   

 

مكانيسم ممانعت از سنتز ايكوزانوييد ها :

 

داروهاي آسپرين ، ناپروكسن ،استامينوفن و ايپوپروفن تشكيل PG و TXA  را ازطريق ممانعت فعا ليت سيكلو اكسيژ ناز بلوكه مي كنند براي مثال آسپرين بازدارنده طولاني اثر  سيكلواكسيژناز پلاكتي و بيو سنتز TXA است.زيرا به طور غير قابل برگشت آنزيم را استيله مي كند . وقتي سيكلو اكسيژ ناز پلاكتي استيله شد نمي تواند از طريق بيو سنتز پروتيين مجددا توليد شود زيرا پلاكتها داراي هسته نيستند. اين داروها با مهارآنزيمهاي سيكلواكسيژناز-1وسيكلواكسيژناز-2 سنتز پروستاگلاندينها (Prostaglandins) و ترومباكسان(Thromboxane) از آراشيدونيك اسيد را متوقف مي سازد.

 

نام چند داروي  ضد تب رايج:

 

1- آسپرين (Aspirin) و يا استيل ساليسيليك اسيد (Acetyl Salicylic Acid=ASA).

2- ايبو پروفن (Ibuprofen).

3- استامينوفن (Acetaminophen) .

 

 

منابع:

 G.Katzung,2001,Basic &Clinical Pharmacology

Ganong,s,2001,Review of Medical Physiology

 

تهيه و تنظيم:

1- احمد حيدري درويشاني

كارشناس ارشد زيست شناسي- فيزيولوژي جانوري

2- عليجان موسي پور

كارشناس زيست شناسي

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط پورقاسمیان در یکشنبه یکم مهر 1386 ساعت 13:26 |

افسردگی ..........

افسردگي چيست؟

افسردگي بيماري بسيار شايع عصر ماست. و در تمامي جهان روندي فزاينده دارد. اين در حالي است كه حدود نيمي از مبتلايان به افسردگي يا از بيماري خود بي خبرند يا بيماري آنها چيزي ديگر تشخيص داده شده است.

افسردگي يك بيماري اختصاصي نيست بلكه در تماما سنين و همه نژادها، هم در زنان و هم در مردان ظاهر مي شود. افسردگي بيماري ساده اي نيست بلكه انواع گوناگون دارد به طوري كه در بعضي افراد به صورت هايي ظاهر مي شود كه ما عموماً آنها را افسردگي نمي شناسيم. افسردگي پس از آنكه درمان شد غالباً باز مي گردد.

افسردگي مسائل گوناگوني به همراه دارد. غيراز مسائل پزشكي و اندوه كه بسيار شايع است، فرد مبتلا به افسردگي خود را در كارها مورد تبعيض و از نظر اجتماعي مطرود و حتي منفور خانواده خودش مي بيند. گاهي انزواي همراه افسردگي، بيماراني را كه وضعي درمان پذير دارند به دوري از مردم يا به سوي مرگ سوق مي دهد. درباره افسردگي خبرهاي خوشي نيز وجود دارد:بيشتر انواع افسردگي قابل درمان اند.

 Depression كه غالباً افسردگي باليني، اختلالات خلق و خوي يا اختلالات عاطفي ناميده مي شود، بيمار را دچار آشفتگي انديشه، آشفتگي عاطفي، تغيير رفتار و بيماري هاي جسماني مي كند.

افسردگي باليني، از ديدگاه عملكردهاي اجتماعي بيش از ديگر بيماري هاي مزمن، بيمار را ناتوان مي كند. افسردگي كبير بيش از بيماري هاي مزمن  ششي، التهاب مفصل و ديابت ، ناتوان كننده است. افسردگي يك نشانگان (Syndrom) يعني مجموعه اي از علامات مرضي(Symptoms) مختلف است.

املاك هاي تشخيص افسردگي عبارت اند از:

1- افسرده بودن خلق و خوي در بيشتر روزها، تقريباً هر روز.

2- كاهش آشكار علاقه يا ميل به هر نوع فعاليت در زندگي.

3- كاهش يا افزايش قابل توجه وزن بر اثر كاهش يا افزايش اشتهاي غذا خوردن.

4- بي خوابي يا پرخوابي در غالب شب ها.

5- افزايش يا كاهش اعمال رواني حركتي يا فعاليت هاي ذهني.

6- خستگي يا كاهش انرژي.

7- احساس بي ارزشي يا گناهكار بودن.

8- كاهش توان انديشيدن يا تمركز ذهن و تصميم گيري.

9- انديشيدن به مرگ ( نه ترسيدن از آن) و به خودكشي، بدون داشتن طرحي براي آن ، يا اقدام به خودكشي با طرحي از پيش ريخته.

داشتن حداقل پنج علامت ياد شده براي ابتلا به افسردگي كبير كافي است. ولي علامات مرضي يك و دو بايد جزء آن علامت باشند. افسردگي نمي تواند واكنش معمولي مرگ يك عزيز باشد. همه افراد مبتلا به افسردگي تمام علامات مرضي اين بيماري را ندارند و شدت علامات مرضي در افراد مختلف متفاوت است.

انواع افسردگي

افسردگي اقسام گوناگون دارد، شايع ترين آن افسردگي كبير است كه فرد مبتلا به آن گاهي شاد و خوشدل و موقتاً فعال مي شود. نوعي از افسردگي كبير به افسردگي ماليخوليايي موسوم است كه بيمار هيچ گاه از چيزي دلخوش نمي شود  در حدود 15 درصد مبتلايان به افسردگي كبير دچار افسردگي اوهام اند كه معمولاً با خلق و خوي اندوهگين همراه است. مثلاً خود را گناهكار و غير قابل بخشش تصور مي كنند. در حدود 15 در صد مبتلايان به افسردگي كبير نيز دچار روان پريشي مي شوند.

نوع ديگري از افسردگي وجود دارد به نام "افسردگي غيرمعمول" كه بر خلاف اسمش شايع است. علامات مرضي آن عكس علامات مرضي افسردگي معمولي است كه مبتلايان كم مي خوابند و كم مي خورند. مبتلايان به افسردگي غير معمول زياد مي خوابند و زياد مي خورند و به سرعت اضافه وزن پيدا مي كنند. به قول يكي از متخصصان برجسته بيماري افسردگي ( دونالد كلاين)، افسردگي غير معمول، "مزمن" است نه" دوره اي" ؛ از بلوغ آغاز مي شود و بيماران نسبت به همه امور كم توجه اند.

نوع ديگرافسردگي، روان رنجوري است كه عموماً حدود دو سال طول مي كشد و علامات مرضي آن خفيف تر از افسردگي كبير است ولي همواره احساس ناراحتي مي كنند.

شيوع افسردگي در قرن بيستم به خصوص بعد از دو جنگ جهاني بيشتر شده است، علت آن را مصرف دارو و الكل، افزايش استرس و كاهش اشتغال گفته اند ؛ علت ديگر افزايش افسردگي تغييرات اساسي اجتماعي است. گروهي از روان شناسان بر اين باورند كه جامعه كنوني، كانوني ناسالم در درون افراد به وجود آورده و آنها را بيش از اندازه به رضايت خاطر و شكست هاي شخصي وابسته كرده است.

آنچه گفته شد جنبه نظري دارد ولي بعضي از پژوهشگران درباره جنبه علمي علت ها اظهار نظر كرده اند. بر اساس پژوهش هاي آنها، تلويزيون " منشاء عمده افسردگي است"Paul Kottl روان پزشك مركز پزشكي پنسيلوانيا كشف كرده است كه " ارتباط تنگانگي بين دسترسي مداوم كودكان به تلويزيون و افسردگي كبير در 24 سالگي وجود دارد."Kottl مي نويسد:

" اثرات اجتماعي برنامه هاي چند ساعته تلويزيوني، بايد از دلايل شروع زودرس افسردگي كبير در نوجوانان به حساب آيد، هزاران ساعت تماشاي تلويزيون، كودكان ما را در معرض خشونت هاي ابلهانه مكرر قرار مي دهد و آنها را هر چه بيشتر از تماس هاي اجتماعي با همسالان و خانواده دور مي كند."

افسردگي كبير بيشتر در دهه هاي سوم و چهارم زندگي ظاهر مي گردد و در غالب افراد بين شش ماه تا يك سال، حتي بدون درمان رفع مي شود ؛ ولي اگر درمان شود بعد از چند هفته از بين مي رود. بازگشت افسردگي در بيش از نيمي از افراد ظرف دو سال بعد از رويداد نخستين رخ مي دهد. خطر افسردگي با تعداد بازگشت ها افزايش مي يابد. بدين معني كه بعد از دو بازگشت، هفتاد در صد و بعد از سه بازگشت به نود درصد مي رسد.

عوامل زير خطر بازگشت افسردگي را افزايش مي دهند:

اگر نخستين افسردگي پيش از بيست سالگي رخ داده باشد و سابقه خانوادگي موجود باشد؛

اگرنخستين افسردگي شديد باشد و دير به درمان اقدام شده باشد؛

اگر بيماري رواني ديگري نيز وجود داشته باشد؛

اگر فرد نسبت به استرس ها يا ديگر عوامل اجتماعي آسيب پذيرتر باشد.

اگر فرد از افسردگي قبلي كاملاً  بهبود نيافته باشد؛

اگر افسردگي در اواخر عمر رخ داده باشد.

|+| نوشته شده توسط پورقاسمیان در دوشنبه یازدهم تیر 1386 ساعت 22:37 |

افسردگي
 شرح بيماري
  علايم‌ شايع‌
  علل‌
  عوامل تشديد كننده بيماري
  پيشگيري‌
 عواقب‌ مورد انتظار
  عوارض‌ احتمالي‌
  درمان‌
  اصول‌ كلي‌
 داروها
 فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري
 رژيم‌ غذايي‌
  درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟
   شرح بيماري
افسردگي‌ عبارت‌ است‌ از احساس‌ غم‌، دلسردي‌، يا نااميدي‌ به‌ مدت‌ حداقل‌ 2 هفته‌ در اغلب‌ روزها و اغلب‌ ساعات‌ روز، به‌ علاوه‌ علايم‌ همراه‌.
    علايم‌ شايع‌
از دست‌ دادن‌ علاقه‌؛ بي‌حوصلگي‌ و دل‌زدگي‌؛ ناتواني‌ از لذت‌ بردن‌
احساس‌ نااميدي‌؛ بي‌حالي‌ و خستگي‌
بي‌خوابي‌؛ خواب‌ زياد يا ناراحت‌
گوشه‌گيري‌ اجتماعي‌؛ احساس‌ بي‌ارزش‌ بودن‌ ومورد نياز نبودن‌
بي‌اشتهايي‌ يا پرخوري‌؛ يبوست‌
از دست‌ دادن‌ ميل‌ جنسي‌
مشكل‌ داشتن‌ در تصميم‌گيري‌؛ مشكل‌ داشتن‌ در تمركز
يكباره‌ به‌ گريه‌ افتادن‌ بدون‌ توضيح‌ مشخص‌
احساس‌ گناه‌ شديد به‌ خاطر وقايع‌ بي‌اهميت‌ يا خيالي‌
تحريك‌پذيري‌؛ بي‌قراري‌؛ افكار خودكشي‌
دردهاي‌ مختلف‌، مثل‌ سردرد، درد قفسه‌ سينه‌ بدون‌ شواهدي‌ از بيماري‌ جسمي‌
    علل‌
براي‌ بيماري‌ افسردگي‌ واقعي‌ هيچ‌ علت‌ يگانه‌ و روشني‌ نمي‌توان‌ متصور بود. بعضي‌ از عوامل‌ زيست‌شناختي‌ مثل‌ بيماري‌هاي‌ جسمي‌، اختلالات‌ هورموني‌، يا بعضي‌ داروها مي‌توانند نقش‌ داشته‌ باشند.
عوامل‌ اجتماعي‌ و رواني‌ نيز مي‌توانند نقش‌ داشته‌ باشند.
اختلالات‌ ارثي‌ نيز مي‌توانند مؤثر باشند.
بروز اين‌ حالت‌ ممكن‌ است‌ با تعداد وقايع‌ ناراحت‌كننده‌ زندگي‌ فرد ارتباط‌ داشته‌ باشد.
    عوامل تشديد كننده بيماري
عصبانيت‌ يا احساس‌ ديگري‌ كه‌ فرو خورده‌ شده‌ باشد.
داشتن‌ شخصيتي‌ وسواسي‌، منظم‌ و جدي‌، تكامل‌گرا، يا شديداً وابسته‌
سابقه‌ خانوادگي‌ افسردگي‌
وابستگي‌ به‌ الكل‌
شكست‌ در كار، ازدواج‌، يا روابط‌ با ديگران‌
مرگ‌ يا فقدان‌ يكي‌ از عزيزان‌
از دست‌ دادن‌ يك‌ چيز مهم‌ (شغل‌، خانه‌، سرمايه‌)
تغيير شغل‌ يا نقل‌ مكان‌ به‌ يك‌ جاي‌ جديد
انجام‌ بعضي‌ از اعمال‌ جراحي‌ مثل‌ برداشتن‌ پستان‌ به‌ علت‌ سرطان‌
وجود يك‌ بيماري‌ يا معلوليت‌ عمده‌
گذر از يك‌ مرحله‌ از زندگي‌ به‌ مرحله‌اي‌ ديگر، مثلاً يائسگي‌ يا بازنشستگي‌
استفاده‌ از بعضي‌ از داروها مثل‌ رزرپين‌، داروهاي‌ مسدودكننده‌ بتا آدرنرژيك‌، يا بنزوديازپين‌ها
محروميت‌ از داروها و مواد محرك‌ مثل‌ كوكائين‌، آمفتامين‌ها، يا كافئين‌
بعضي‌ از بيماري‌ها مثل‌ ديابت‌، سرطان‌ لوزالمعده‌، و اختلالات‌ هورموني‌
    پيشگيري‌
تغييرات‌ عمده‌ زندگي‌ را پيش‌بيني‌ و آمادگي‌ لازم‌ براي‌ مواجهه‌ شدن‌ با آنها را كسب‌ كنيد.
حتي‌الامكان‌ از عوامل‌ خطر پرهيز كنيد.
   عواقب‌ مورد انتظار
در بسياري‌ از موارد، بيماري‌ خود به‌ خود خوب‌ مي‌شود، اما با كمك‌ گرفتن‌ از پزشك‌ مي‌توان‌ مدت‌ افسردگي‌ را كم‌ كرد و روش‌هاي‌ مقابله‌ با افسردگي‌ را فرا گرفت‌. عود افسردگي‌ شايع‌ است‌. درصد بهبودي‌ بالا است‌، حتي‌ اگر فرد به‌ هنگام‌ افسردگي‌، نسبت‌ به‌ بهبودي‌ خود ديد منفي‌ داشته‌ باشد.
    عوارض‌ احتمالي‌
خودكشي‌. علايم‌ هشداردهنده‌ آن‌ عبارتند از: ـ گوشه‌گيري‌ از خانواده‌ و دوستان‌ ـ عدم‌ توجه‌ به‌ ظاهر خود ـ به‌ زبان‌ آوردن‌ اين‌ كه‌ فرد مي‌خواهد «همه‌ چيز را تمام‌ كند» يا اينكه‌ «زيادي‌ است‌ و مزاحم‌ ديگران‌.» ـ شواهدي‌ از داشتن‌ نقشه‌ براي‌ خودكشي‌ (مثلاً نوشتن‌ وصيت‌نامه‌ يا توجه‌ به‌ يك‌ سلاح‌ قتاله‌) ـ خوشحالي‌ ناگهاني‌ پس‌ از احساس‌ نوميدي‌ طولاني‌ مدت‌ ـ عدم‌ بهبود افسردگي‌
    درمان‌
    اصول‌ كلي‌
در صورتي‌ كه‌ علايم‌ خفيف‌ تا متوسط‌ باشند، روش‌هاي‌ به‌ عهده‌ گرفتن‌ مراقبت‌ از خود را در پيش‌ گيريد:
با دوستان‌ و خانواده‌ صحبت‌ كنيد.
به‌ طور منظم‌ ورزش‌ كنيد.
يك‌ رژيم‌ غذايي‌ متعادل‌ و كم‌چرب‌ داشته‌ باشيد.
الكل‌ مصرف‌ نكنيد؛
كارهاي‌ عادي‌ زندگي‌ خود را ادامه‌ دهيد.
فيلم‌هاي‌ خنده‌دار و شاد ببينيد.
در صورت‌ امكان‌ به‌ تعطيلات‌ برويد.
احساسات‌ خود را در يك‌ دفتر خاطرات‌ روزانه‌ بنويسيد.
سعي‌ كنيد مشكلات‌ در روابط‌ با ديگران‌ را حل‌ كنيد (البته‌ بهتر است‌ كه‌ در اين‌ زمان‌ تصميمات‌ عمده‌ نگيريد).
تا حدي‌ كه‌ مي‌توانيد فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري خود را حفظ‌ كنيد.
مسؤوليت‌هاي‌ خود را تا زمان‌ بهبودي‌ به‌ فرد ديگري‌ واگذار كنيد.
به‌ گروه‌هاي‌ حمايتي‌ در مورد افسردگي‌ بپيونديد.
   داروها
داروهاي‌ ضدافسردگي‌ براي‌ بعضي‌ از افراد كه‌ افسردگي‌ طولاني‌مدت‌ يا نسبتاً شديد دارند.
ليتيم‌ براي‌ مواردي‌ كه‌ دوره‌هايي‌ از سرخوشي‌ غيرطبيعي‌ و افسردگي‌ متناوباً رخ‌ مي‌دهند.
   فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري
محدوديتي‌ براي‌ آن‌ وجود ندارد. فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري ها و علايق‌ روزانه‌ را حفظ‌ كنيد حتي‌ اگر حوصله‌ آنها را نداريد.
   رژيم‌ غذايي‌
يك‌ رژيم‌ عادي‌ و متعادل‌ داشته‌ باشيد حتي‌ اگر اشتها به‌ غذا نداريد.
    درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟
اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌تان علايم‌ افسردگي‌ داريد.
اگر احساس‌ تمايل‌ به‌ خودكشي‌ يا نااميدي‌ داريد.
منبع:http://irteb.com/bimariha/conditions-step.asp-t=117.htm
|+| نوشته شده توسط پورقاسمیان در دوشنبه یازدهم تیر 1386 ساعت 22:33 |

ایدز

“AIDS” stands for Acquired Immune Deficiency Syndrom

Acquired means you can get infected with it.

ImmuneDeficiency means a weekness in the body’s system that fight diseases.

 

Syndrom means a groupe of health problems that make up a disease.

 

AIDS is caused by a virus called “HIV” the human immunodeficiency virus. If you get infected with “HIV”, your body will try to fight the infection. It will make “antibodies” special molecules that are supposed to fight HIV. When you get a blood test for HIV the test looks for these “antibodies”. If you have them in your blood it means that you have HIV infection. 

People who have the HIV “antibodies” are called “Hiv-positive” Being  “ HIV- positive”, or having HIV disease, is not the same as having “AIDS”. Many people are HIV-positive but don’t get sick for many years. As HIV disease continues, it slowly wears down the immune system. Viruses parasities, fungi and bacteria that usually don’t cause any problems can make you very sick if your immune system is damaged. These are called “opportunistic infection”.

 

How do you get AIDS ?

You don’t actually “get” AIDS. You might infected with HIV, and later you might develop AIDS. You can get infected with HIV from anyone who’s infected, even if they don’t look sick and even if they haven’t tested HIV-positive yet. The blood, vaginal fluid, semen, and breast milk of people infected with HIV has enough of the virus in it to infected other people. Most people get the HIV virus by :

 

·                    Having sex with an infected person.

·                    Sharing a needle (shooting drugs) with someone who’s infected.

·                    Being born when their mother is infected, or drinking the breast milk of an infected woman.

There are no documented cases of HIV being transmitted by tears or saliva but it is possible to be infected with HIV through oral sex or in rare cases through deep kissing, especially if you have open sores in your mouth or bleeding gums. In the united states, there are 800,000 to 900,000 people who are HIV-positive. Over 300,000 people are living with AIDS. Each year there are about 40,000 new infections. In the mid-1999s, AIDS was a leading cause of “Death”. However, newer treatments have cut the AIDS death rate significantly.

 

What happens if I’m HIV-positive ?

You might not know if you get infected by HIV. Some people get (fever, headache, sore muscles and joints stomachache), swollen lymph glands, or a skin rash for one or two weeks. Most people think it’s flu. Some people have no symptoms.

The virus will multiply in your body before your immune system responds. During this time, you won’t test positive for HIV, but you can infect other people.  When your immune system responds, it start to make anti-bodies. When this happens you will test positive for HIV. After the first flu-like symptoms, some people with HIV stay healthy for ten years or longer. But during this time, HIV is damaging your immune system. One way to measure the damage to your immune system is to count your CD4+cells these cells, also called “T-helper” cells. are an important part of the immune system healthy people have be between 500 and 1,500 CD4+cells in a milliliter of blood .Without treatment, your CD4+cells count will most likely go down . you might start having signs of HIV disease like fevers, night sweats, diarrhea, or swollen lymph nodes .

If you have HIV these problems will last more than a few days, and probably continue for several weeks .

 

How do I know if I have AIDS ?

HIV disease becomes AIDS when your immune system is so damaged that you have less than 200 CD4+cells or you get an opportunistic infection . AIDS related disease also include serious weight loss, brain tumors, and other health problems . without treatment, these opportunistic infection can kill you . AIDS is different in every infected person . some people die soon after getting infected while others live fairly normal lives of many years, even after they “officially” have AIDS. A few HIV-positive people stay healthy for many years even without taking anti-HIV medications .

 

Is there a cure for AIDS ?

There is no cure for AIDS. There are drugs that can slow down the HIV virus and slow down the damage to your immune system . but there is no way to get all HIV out of your body. There are other drugs that you can to prevent or to treat opportunistic infections(Ols). In most caces, these drugs work very well . the newer, strong anti-HIV drugs have also helpd reduce the rates of most Ols . a few Ols, however, are still very difficult to treat.

 

HIV in women:

A stereotype exists in the united states that AIDS is a gay disease. Although AIDS was first documented among homosexual men is this according to the U.S. center for disease control(CDC), the total AIDS cases attributable to women in the U.S has increased from %7 in 1985 to %20 in 1996. Today, CDC reports that over 40,000 new HIV infections occur in the U.S each year and about %30 are women .

AIDS stereotypes can prevent women and their healthcare providers, from seeing themselves at risk for HIV infection . other HIV stereotypes include the female prostitute and the injection drug user. However, the CDC estimates that approximatly %75 of new infections among women were through heterosexual sex . and %25 were through injection drugs use. Worldwide, the CDC reports that as of December 2000, 16.4 million women were living with HIV/AIDS . according for %47 of the 34.7 million adults living with HIV/AIDS, and that over %30 of adult HIV infections are due to heterosexual transmission . AIDS is not a gay or straight or a male or female disease. AIDS is a human disease HIV/AIDS is now the third leading cause of death among women ages 25 to 44 and the leading cause of death African American women in this age group.

Why are women, especially African American women, not accessing care and treatment as readily as men ?   

The reasons are multiple and complex women have families and life difficulties that they often put before their own healthcare. They may be isolated geographically and culturally and may fear rejection by family, church or community. there is often distrust of the healthcare system, especially among minority women . because of a history in this country of abuses of people of color in research . since it is more difficult to get women involved in necessary research, we don’t know a great deal about the differences in treating men versus women as far as medication doses or side effects .

We know that menstrual disorders, such as amenorrhea(lack of menstruation), and hypermenorrhea(excess menstruation) are frequently reported by HIV-positive women . Menstrual disorders in women with HIV infection may be related to a combination of factors such as chronic disease, weight loss, contraception agents used to stimulate appetite, or substance abuse .

Women with HIV may need extra assistance to over come the multiple barriers to accessing healthcare and treatment . women often need intensive case management, peer advocary, mental health and chemical dependency services, help with childcare and transportation, and specialized prenatal care, as well as , easier access to treatment and clinical trials . All of these measures can have an impact on transmission, death rates, and more effective treatment for women with HIV/AIDS .

|+| نوشته شده توسط پورقاسمیان در جمعه یازدهم خرداد 1386 ساعت 1:24 |

تاريخچه پزشكي هسته اي

تاريخچه پزشكي هسته اي:

         يكي از روشهاي تشخيصي و درماني  ارزشمند در طب، پزشكي هسته اي مي باشد. كه تبلور آن از ابتدا تا كنون تلفيقي از كشفيات مهم تاريخي بوده است. اولين جرقه در سال 1895 با كشف اشعه X و در 1934 با كشف مواد راديواكتيو زده شد. اولين استفاده كلينيكي مواد راديواكتيو، در سال 1937 جهت درمان لوسمي در دانشگاه كاليفرنيا در بركلي بود. بعــــــد از آن در 1946 با استــــــفاده از اين مواد توانستند در يك بيمار مبتلا به سرطان تيروئـــــيد از پيشرفت اين بيماري جلوگيري كنند.

       البته تا 1950 كاربرد كلينيكي مواد راديواكتيو بطور شايع رواج نيافت و مسكوت ماند. طي سالهاي بعد از آن متخصصين و فيزيكدانان به اين واقعيت پي بردند كه مي توان از تجمع راديو داروها در ارگان هدف تصاويري از آن تهيه نمود و يا به درمان بافت آسيب ديده كمك نمود. بطوريكه در اواسط دهه 60 مطالعات بسياري در خصوص طراحي تجهيزات لازم آغاز گشت. در دهه 1970 توانستند با جاروب نمودن از ارگانهاي ديگر بدن مانند كبد و طحال، تومورهاي مغزي و مجاري گوارشي تصاويري را تهيه نمايند. و در دهه 1980 از راديو داروها جهت تشخيص بيماري هاي قلبي استفاده نمودند و هم اكنون نيز با ضريب اطمينان بسيار بالايي از پزشكي هسته اي در درمان و تشخيص و پيگيري روند درمان بيماريها استفاده مي گردد.

 

تــــاريخ حدوث وقايع مــهم در پزشكي هسته اي:

 

1896¬ هنري بكرل ( (Henri Becquerel اشعه مرموز ساطع شده از اورانيوم را كشف كرد.

1897¬ ماري كوري( (Marie Curie اين تابش مرموز را راديواكتيوينه ناميد.

1901¬ هنــري الكـــسا نــــدر دانــــلوس Henri Alexandre Danlos)) و يوگن بلاچ Eugene Bloch) ),  راديوم را در تماس با ناراحتي پوستي توبركولوز قرار دارند.

1903¬ الكــــــســــاندر گراهـــامبل Alexander Graham Bell) ), جاگذاري منبع اورانيوم در داخل و يا نزديكي بافت تومورال را پيشنهاد نمود.

1913¬ فــــردريــــك پــــروســچر Frederick Proescher) ) براي اولين بار مطالعه درمان بيماريهاي مختلف را بتوسط تزريق ور يدي اروانيوم را بنيان نهاد.

1924¬ جرج. د. هوسي (Georg de Hevesy) كريستينسن( (J.A. Christiansen و لومـــــهولت (Sven Lomholt)،  اولين رديـــــــاب راديواكتيو (210Pbو210Bi) را بر روي حيـــــــوانات آزمايش نمودند.

1932¬ ارنست لارنس (Ernest O. Lawrence) و استانلي ليوينگستون( (M. Stanley Livingston، اولين ذره را بدون استفاده از ’’‌  ولـــتاژ هاي بالا((High  Voltage ,,و بواسطه شتاب دادن يونهاي نوري توليد نمودند. اين اولين گام در توليد مقادير قابل توجه راديو نوكلو ئيدها بود.

1936¬ جان لارنس( (John H. Lawrence و برادرش ارنست(  (Ernest اولين كاربرد كلينيكي راديو نوكلو ئيدهاي خاص را در درمان لوسمي بوسيلهP 32 بنيان نهادند.

1937¬ جان ليـــــوينگود( (John Livingood، فــرد فيــــــــر برادر(( Fred Fairbrother و گليــــن سيبورگ (Glenn Seaborg)، 59Feرا كشف كردند.

1939¬ اميليو سگره   (Emilio Segre) و گلين سيبورگ  (Glenn Seaborg) تكنسيم m99 را كشف كردند.

1940¬ راكفلر (  (Rockefeller اولين سيكلو ترون را جهت توليد راديوايزوتوپهاي ويژه پزشكي در دانشگاه واشنگتن اختصاص داد.

1946¬ ســـا مو ئل. ام. ســـــدلــــــين (Samuel M. Seidlin) لئــــو. د. مارينــــلي Leo D. Marinelli)) و اليــــــنور اشري (Eleanor Oshry) , يك بيمار با سرطان تيروئيد را با 131 Iدرمان كردند.

1947¬ بنـــديكت كا سن( (Benedict Cassen يد راديواكتـــــــيو را جهت تشخيـــــــص و افتراق ندولــــــــهاي بد خيم و خوش خيم تيروئيد بكار برد.

1948¬ آزمايشگاه ابت( (Abbott , استــفاده از راديو ايزوتوپها را آغاز نمود.

1950¬ ك. آر. كــــريســــپل( (K.R. Crispell و جان. پ. استراسلي(( John P. Storaasli سرم آلبومين انساني نشاندار شده با I 131را براي تصويربرداري از حجم خون داخل قلب استفاده نمودند.

1951¬ سازمان دارو و غذاي آمريكا ( FDA ), استفاده از I 131را براي بيماريهاي تيروئيد تأييد نمود. اين اولين مصوبه FDA در رابطه با راديو ايزوتوپها بود.

1953¬ گوردن براونل(  (Gordon Brownell و اچ. اچ. سويت (  (H.H. Sweet يك آشكارساز پوزيــــــــتروني را،  بر اساس شناسايي فوتـــــونهاي حاصل از پديده فنا و شمارش برخــــوردهاي حاصل  ساخت.

1954¬ ديويد كول  ( David Kuhl )يك سيستم ثبت فوتوني را براي اسكنــينگ ( Scanning) راديو نــــــوكلئيــــــدها اختراع كرد. اين پيشرفت پزشكي هســـــته اي را هم جهت با راديــــــولوژي به سمت پيشرفتهاي بيـــــشتر هدايت نمود

1955¬ ركس هاف( ( Rex Huff , ميزان خروجي قلب را با استفاده از سرم آلبومين انساني نشاندار شده با  131 I اندازه گيري نمود.

1958¬ هــال انگـــــر ( Hal Anger) دوربين سنتيلا سيون را اختراع نمود. بــــدينوسيله تصويربرداري ديناميك نيز در پزشكي هسته اي مقدور گشت.

1960¬ لوئيس. ج. استا نگ( (Louis G. Stang و پاؤل( جيم) ريچارد Powell (Jim) Richards دز آگهي فروش ژنراتـــــــــورهاي تكنسيـــم m99 و ديگر ژنراتـــــورهاي ساخت آزمــــــــايشگاه ملــي بروك هــــــون (Brookhaven) را تبليغ كردند.

تا آن زمان هنوز تكسنيم m99 در پزشكي هسته اي استفاده نشده بود.

1962¬ ديويد كول  ( (David Kuhl بازسازي تصاوير توموگرافي نشر شده را ابداع نمود. بعدها اين روش SPECT, PET نام گرفت.

تعميم اين روش در راديولوژي همان CT مي باشد.

1963¬ FDA, تنظيم ملزومات و قوانين داروهاي جديد مرتبط با راديو داروها را به سازمان انرژي اتمي واگذار نمود.

1969¬ سي. ال. ادوارد( ( C.L. Edwards تجمع 67Ga را در سرطان گزارش نمود.

1970¬ FDA , اعلام نمود كه با توجه به كاربردهاي اين مواد، راديـــــــو داروها را مي توان با عنوان دارو خطاب نمود. ايـــــن روند تا ژوئن 1977 كاملاً جا افتاد.

1971¬ سازمان پــــزشكي آمريكا, پزشـــكي هسته اي را به عنوان يكي از شاخه هاي طب به رسميت شناخت.

1973¬ اچ ويلــــــــيـــــــــام استـــــراس (H. William Strauss)، تست ورزش را بعنوان اسكن ميوكارد معرفي نمود.

1976¬ جان كـــيز ( (John Keyes اولين دوربين SPECT را طراحي نمود و رونالد جازاك اولين هــد ( Head ) دوربين SPECT را طراحي كرد.

1978¬ ديـــــــويـــد گــــــــلدنبـــــــرگ  ( ( David Goldenberg, از آنتي بادي هاي نشاندار شده با مواد راديواكتيو جهت تصويربرداري از تومورها استفاده نمود.

1981¬ جــي. پـــــي. مـــچ ( J.P. Mach) آنتي بادي هاي تك كلني نشاندار شده با مواد راديواكتيو را جهت تصـــــويربرداري از تومورها بكار برد.

1982¬ استيو لارسون ( ( Steve Larson و جف كاراسكو ايلو  ( (Jeff Carrasquillo بيـــــــماران سرطاني ملانـــــوماي بد خــــيم را با آنتـــــي بادي هاي تك كلني نشاندار شده با I131 تحت درمان قرار داد.

1989¬ FDA, اولـــــين راديو داروي پـوزيترون Rb) 82) را جهت تصويربرداري پرفيوزن ملانوما تصويب نمود.

1992¬ FDA ,اولين راديو داروي آنتـــي بادي تك كلني را جهت تصــــويربـــرداري از تومور تصويب كرد.

 

 نوشته: سرکار خانم سیما تقی زاده

 برگرفته از سايت:http://www.gammax.blogfa.com

|+| نوشته شده توسط پورقاسمیان در جمعه چهارم خرداد 1386 ساعت 2:17 |

پس چه طوری احترام بذاریم؟!!!!
نشستن چهارزانو و چمباتمه زدن آسيب به مفصل زانو را تشديد مي‌كند 

 

  ايجاد مدرسه سلامت زانو در جهت حفظ و حراست از سلامت زانو از طريق آموزش‌هاي مناسب و استفاده صحيح از مفصل از جمله وظايف مهم نظام سلامت كشور است. دكتر محمدرضا هاديان، دانشيار دانشگاه علوم پزشكي تهران در حاشيه برگزاري هجدهمين كنگره فيزيوتراپي ايران گفت: مفصل زانو مهمترين مفصل متحمل وزن بدن انسان مي‌باشد و در تمام فعاليت‌هاي انسان مانند ايستادن، راه رفتن و حتي نشستن در معرض فشارهاي مكانيكي زياد قرار دارد كه ناشي از وزن، حمل بار و حتي اتخاذ يك موقعيت ثابت مي‌باشد. وي گفت: تصور غلط بعضي بر اين است كه صرفا با حذف فشار روي مفصل و ثابت نگهداشتن آن، مشكل حل مي‌شود در صورتي كه عدم تحرك مناسب، خود خطرات جدي مانند آرتروز مفصل را در پي دارد چرا كه تغذيه مفصل از طريق تحرك صورت مي‌گيرد. هاديان فشارهاي طولاني و ثابت روي مفصل را مانند فشار روي يك اسفنج آغشته به آب دانست كه در اثر فشار، آب خود را از دست مي‌دهد و مفصل در اين شرايط آماده تخريب مي‌شود. عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران عادت‌هاي غلط در زندگي روزمره مانند نحوه نشستن به صورت چهارزانو، چمباتمه زدن و حتي استفاده از توالت‌هاي ايراني را از جمله موارد تشديد كننده آسيب به مفصل زانو ذكر كرد و گفت: در اين حالت ما با دو مساله روبرو هستيم اول موارد پيشگيرانه از ابتلا به آسيب‌هاي مفصل زانو و دوم راه حل درمان نارسايي‌هاي ايجاد شده و آنچه مسلم است اصرار بر ادامه روشهاي غلط زندگي انسان را حتي از سنين پايين مانند 30 سالگي مستعد ابتلا به آرتروز مي‌كند. وي با اشاره به اينكه عضلات در بدن همانند كمك فنرها در ماشين عمل مي‌كنند و مانع از ايجاد فشار روي اسكلت استخواني و مفاصل بدن مي‌شوند، راهكارهاي پيشگيرانه و درماني لازم در اين زمينه را شامل تقويت عضلات چهار سر ران و عضلات پشت ران، هماهنگي در تقويت عضلات،‌كاهش وزن، تغذيه صحيح، تحرك مناسب و انجام ورزش‌هاي درست و حتي الامكان با نظارت متخصصان فيزيوتراپي و طب ورزشي عنوان كرد. دكتر هاديان يكي از مهمترين فاكتورهاي پيشگيرانه و درمان آسيب‌هاي مفاصل زانو را كاهش وزن دانست و گفت: ‌با عنوان مثال فشار وارد بر مفصل زانو در هنگام بالا رفتن از پله‌ها معادل سه برابر وزن بدن و در هنگام پايين آمدن 7، 8 برابر وزن بدن مي‌باشد كه خود دليل محكمي در كاستن وزن بدن در جهت سلامتي مفاصل و بخصوص مفصل زانو مي‌باشد.

       برگرفته از سایت خبر نامه پزشکی           http://asp.irteb.com
|+| نوشته شده توسط پورقاسمیان در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386 ساعت 0:57 |

بازم از مارمولک می ترسید ؟!!!!
درمان دیابت با بزاق مارمولک 

 

  محققان موفق به توليد داروي جديدي براي درمان برخي از علائم بيماري ديابت با استفاده از بزاق نوعي مارمولك سمي شده‌اند. به گزارش سرويس بهداشت و درمان خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين داروي جديد كه در حال حاضر در انگليس توليد شده است براي درماني برخي از مشكلات و ناراحتي هاي مربوط به بيماري ديابت مانند بيماري قلب قابل استفاده است. روزنامه تلگراف چاپ لندن دراين باره آورده است كه اين دارو موسوم به "اگزناتيد" توسط گروهي از دانشمندان براي درمان بيماري قلب، نارسايي كليوي و همچنين نابينايي ناشي از ابتلا به ديابت در بيماران ديابتي ساخته شده است. اين دارو از هفته گذشته در كشور انگليس با نام تجاري بايتا (Byetta) وارد بازار شده است. دانشمندان اين دارو را پس از تجزيه يك ماده شيميايي كشف شده در بزاق مارمولك بزرگ گيلا توليد كرده‌اند. اين ماده شيميايي شبيه به يك هورمون انساني است كه به تنظيم قند خون كمك مي‌كند. اين هورمون در بيماران مبتلا به ديابت نوع دوم كاهش يافته يا به طور كلي ترشح آن متوقف مي‌شود. اين دارو كمك مي‌كند كه در صورت كمبود يا فقدان اين هورمون ميزان انسولين خون در سطح عادي و سالم باقي بماند.

       برگرفته از سایت خبر نامه پزشکی           http://asp.irteb.com
|+| نوشته شده توسط پورقاسمیان در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386 ساعت 0:54 |