![]() بهترین و باشکوه ترین چیز های جهان را نه به چشم می توان دید و نه با دست می توان سود .آن ها را باید به دل دریافت.(هلن کلر) The best and most beautiful things in the world canot be seen or even touched.They must be felt with the heart.
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
آبان 1388
مهر 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 آرشیو موضوعی
زیست شناسی
دوستانه ها آزاد شعر طنز اطلاعات عمومی اطلاعات پزشکی معرفی کتاب مجموعه آدرسها ومنابع زیست شناسی سیب های طلایی تصاویر آزمون ها جستجو
پیوندها
زیست شناسی پیش دانشگاهی
مدرسه ی اینترنتی اطلس خون شناسی زیست شناسی گناباد آموزش از راه دور زیست شناسی خبر نامه پزشکی معلم پویا انجمن دبیران زیست شناسی آمریکا رشد مرکز آموزش ژنتیک دانشگاه یوتا زیست شناسی زیست شناسی کارشناسی پژوهشوتحقیقات آموزش وپرورش اصفهان مرکز تحقیقات معلمان استان اصفهان کارشناسی سنجش و ارزشیابی متوسطه.امتحان نهایی انجمنهاي علمي وآموزشي معلمان استان اصفهان انجمن علمي زيست شناسي استان اصفهان سازمان آموزش وپرورش استان اصفهان نكته و تست زيست شناسي ارسال كارت پستال الكترونيكي دكتر رهام صادقي جزيره دانش - كودكان وزارت علوم ، تحقيقات و فناوري پيام كارت مركز بهداشت ودرمان دانشگاه تهران گروه زيست شناسي نجف آباد مدرسه ي اينترنتي تبيان زيست پويا ليلا گوناگون كتاب ايران حافظ سازمان فرهنگ وارتباطات اسلامي (آدرس سايتها) كد آهنگ وبلاگ وب لاگ علمی - خبری زیست شناسی قالب وبلاگ iransong قالب ساز بلاگفا دفتر برنامه ريزي وتاليف كتب درسي پايگاه زيست شناسي ايران دنياي زيست شناسي گروه زيست شناسي آذربايجان شرقي پيك پزشكان امروز - مقالات علمي :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
لوح وقلم
I never know how to worship until I know how to love حشره ای در قصر طلایی!!!!!!
شايد تصور كنيد كه تصوير زير يك اثر هنرى ساخته دست بشر
باشد كه در كنار يك حشره قرار گرفته است. ولى در حقيقت اين تصوير است حشرهاى به نام Caddisfly كه در زير آب و درون لاروى پيلهاش قرار گرفته است. ![]() چيزى كه اين حشره را منحصر به فرد مىكند گونههاى خاصى از لاروى اين حشره است كه در زير آب زندگى كرده و براى محافظت از خود و با استفاده از سنگ ريزه، شن، ماسه و ساير خردهريزهايى كه پيدا مىكند، پيلهاى مستحكم و زيبا براى خود مىسازد. اين حشره بومى در شمال غربى آمريكا از خانواده پروانههاست و بيشتر در كنار رودخانه، چشمه و درياچهها يافت مىشود. ![]()
منبع :http://www.sobhe-neyshaboor.com// |+| نوشته شده توسط پورقاسمیان در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 ساعت 1:3
نوترکیبی..........
نوترکیبی هومولوگ در میوزبرای درک کامل مفاهیم تجزیه و تحلیل پیوستگی ژنتیکی ، مرور مختصر رفتار کروموزومها و ژنها در طی میوز لازم است. کروموزومهای همولوگ در طی میوز I جفت میشوند و این جفتها در طول دوک میوزی قرار میگیرند. همولوگهای پدری و مادری از طریق تبادل متقاطع ، قطعات کروموزومی را معاوضه میکنند و کروموزومهای جدیدی را که وصله وصله (Patch work) میباشند، یکی در میان شامل بخشهایی از کروموزومهای مادر بزرگ و کروموزومهای پدربزرگ هستند، ایجاد میکنند. ایجاد این کروموزومها به مفهوم منحصر به فرد بودن ژنتیکی انسان تاکید دارد، هر کروموزوم به ارث رسیده در فرزند یک والد ، اساسا هرگز با هیچ یک از دو نسخه کروموزوم در والد یکسان نیست.اگر کروموزومهای همولوگ در زیر میکروسکوپ یکسان به نظر برسند باید راهی برای افتراق همولوگ از هم داشته باشیم تا معین کنیم آیا وقایع نوترکیبی در طول کروموزومهای همولوگ رخ دادهاند و در کجا؟ برای این منظور ازنشانگرهای ژنتیکی استفاده میشود. در گذشته، ژنهایی که انواع آنزیمهای الکتروفورزی یا آنتی ژنهای سطح سلولی را رمز گردانی میکردند، به عنوان نشانگر محسوب میشدند. به هر حال در مورد پروژه ژنوم انسانی ، شاخصهای ژنتیکی اکثرا چند شکلیهای توالی DNA هستند که با تکثیر قطعه DNA حاوی نشانگر به روش PCR میتوان آنها را شناسایی کرد. منبع: سایت رشد |+| نوشته شده توسط پورقاسمیان در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 ساعت 0:34
پي کيو چيست ؟
|+| نوشته شده توسط پورقاسمیان در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 ساعت 0:23
اشکی .............
اشکی در گذرگاه تاریخ
![]() از همان روزی كه دست حضرت قابیل گشت آلوده به خون حضرت هابیل از همان روزی كه فرزندان آدم صدر پیغام آوران حضرت باری تعالی زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید آدمیت مرد گرچه آدم زنده بود از همان روزی كه یوسف را برادرها به چاه انداختند از همان روزی كه با شلاق و خون دیوار چین را ساختند آدمیت مرده بود بعد دنیا هی پر از آدم شد و این آسیاب گشت و گشت قرنها از مرگ آدم هم گذشت ای دریغ آدمیت برنگشت قرن ما روزگار مرگ انسانیت است سینه دنیا ز خوبیها تهی است صحبت از آزادگی، پاكی، مروت، ابلهی است من كه از پژمردن یك شاخه گل از نگاه ساكت یك كودك بیمار از فغان یك قناری در قفس از غم یك مرد در زنجیر حتی قاتلی بردار، اشك در چشمان و بغضم در گلوست وندرین ایام زهرم در پیاله، زهر مارم در سبوست مرگ او را از كجا باور كنم؟ صحبت از پژمردن یك برگ نیست وای، جنگل را بیابان میكنند دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان میكنند هیچ حیوانی به حیوانی نمیدارد روا آنچه این نامردمان با جان انسان میكنند صحبت از پژمردن یك برگ نیست فرض كن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست فرض كن یك شاخه گل هم در جهان هرگز نرست فرض كن جنگل بیابان بود از روز نخست در كویری سوت و كور در میان مردمی با این مصیبتها صبور صحبت از مرگ محبت مرگ عشق گفتگو از مرگ انسانیت است... ::: زنده یاد فریدون مشیری ::: |+| نوشته شده توسط پورقاسمیان در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 ساعت 0:24
راه و رسم .......
دروغ هایم مرا تنبیه نکرد. می توانست، اما رسوایم نساخت و مرا مورد قضاوت قرار نداد. هر آن چه گفتم باور کرد و هر بهانه ای آوردم پذیرفت. هر چه خواستم عطا کرد و هرگاه خواندمش حاضر شد. شنیدم اما نپذیرفتم. چشم هایم را بستم تا خدا را نبینم و گوش هایم را نیز، تا صدای خدا را نشنوم. من از خدا گریختم بی خبر از آن که خدا با من و در من بود.
بسازم نه آن گونه که خدا می خواهد. به همین دلیل اغلب ساخته هایم ویران شد و زیر خروارها آوار بلا و مصیبت ماندم. من زیر ویرانه های زندگی دست و پا زدم و از همه کس کمک خواستم. اما هیچ کس فریادم را نشنید و هیچ کس یاریم نکرد. دانستم که نابودی ام حتمی است. با شرمندگی فریاد زدم خدایا اگر مرا نجات دهی، اگر ویرانه های زندگی ام را آباد کنی با تو پیمان می بندم هر چه بگویی همان را انجام دهم. خدایا! نجاتم بده که تمام استخوان هایم زیر آوار بلا شکست. در آن زمان خدا تنها کسی بود که حرف هایم را باور کرد و مرا پذیرفت. نمی دانم چگونه اما در کمترین مدت خدا نجاتم داد. از زیر آوار زندگی بیرون آمدم و دوباره احساس آرامش کردم. گفتم: خدای عزیز بگو چه کنم تا محبت تو را جبران نمایم.
در همه حال در کنار تو هستم. هستم. سپس بی آنکه نظر خدا را بپرسم به ساختن کاخ رویایی زندگی ام ادامه دادم. اوایل کار هر آنچه را لازم داشتم از خدا درخواست می کردم و خدا فوری برایم مهیا می کرد. از درون خوشحال نبودم. نمی شد هم عاشق خدا شوم و هم به او بی توجه باشم. از طرفی نمی خواستم در ساختن کاخ آرزوهای زندگی ام از خدا نظر بخواهم زیرا سلیقه خدا را نمی پسندیدم. با خود گفتم اگر من پشت به خدا کار کنم و از او چیزی در خواست نکنم بالاخره او هم مرا ترک می کند و من از زحمت عشق و عاشقی به خدا راحت می شوم. پشتم را به خدا کردم و به کارم ادامه دادم تا این که وجودش را کاملاً فراموش کردم. در حین کار اگر چیزی لازم داشتم از رهگذرانی که از کنارم رد می شدند درخواست کمک می کردم. عده ای که خدا را می دیدند با تعجب به من و به خدا که پشت سرم آماده کمک ایستاده بود نگاه می کردند و سری به نشانه تاسف تکان داده و می گذشتند. اما عده ای دیگر که جز سنگهای طلایی قصرم چیزی نمی دیدند به کمکم آمدند تا آنها نیز بهره ای ببرند. در پایان کار همان ها که به کمکم آمده بودند از پشت خنجری زهرآلود بر قلب زندگی ام فرو کردند. همه اندوخته هایم را یک شبه به غارت بردند و من ناتوان و زخمی بر زمین افتادم و فرار آنها را تماشا کردم. آنها به سرعت از من گریختند همان طور که من از خدا گریختم. هر چه فریاد زدم صدایم را نشنیدند همان طور که من صدای خدا را نشنیدم. من که از همه جا ناامید شده بودم باز خدا را صدا زدم. قبل از آنکه بخوانمش کنار من حاضر بود. گفتم: خدایا! دیدی چگونه مرا غارت کردند و گریختند. انتقام مرا از آنها بگیر و کمکم کن که برخیزم. کسانی کمک خواستی که محتاج تر از هر کسی به کمک بودند. روی آوردم و سزاوار این تنبیه هستم. اینک با تو پیمان می بندم که اگر دستم را بگیری و بلندم کنی هر چه گویی همان کنم. دیگر تو را فراموش نخواهم کرد. خدا تنها کسی بود که حرف ها و سوگندهایم را باور کرد. نمی دانم چگونه اما متوجه شدم که دوباره می توانم روی پای خود بایستم و به زودی خدای مهربان نشانم داد که چگونه آن دشمنان گریخته مرا، تنبیه کرد.
|+| نوشته شده توسط پورقاسمیان در یکشنبه بیستم بهمن 1387 ساعت 21:25
آیا .................؟
آیا میدانستید که استفاده از هدفون در هر ساعت، باكتریهای موجود در گوش شما را تا هفتصد برابر افزایش میدهد ؟
|+| نوشته شده توسط پورقاسمیان در یکشنبه بیستم بهمن 1387 ساعت 21:21
زندگی..................
زندگی در خیال بهشتی جاودانه !
|+| نوشته شده توسط پورقاسمیان در یکشنبه بیستم بهمن 1387 ساعت 21:16
|