![]() بهترین و باشکوه ترین چیز های جهان را نه به چشم می توان دید و نه با دست می توان سود .آن ها را باید به دل دریافت.(هلن کلر) The best and most beautiful things in the world canot be seen or even touched.They must be felt with the heart.
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
آذر 1388
آبان 1388 مهر 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 آرشیو موضوعی
زیست شناسی
دوستانه ها آزاد شعر طنز اطلاعات عمومی اطلاعات پزشکی معرفی کتاب مجموعه آدرسها ومنابع زیست شناسی سیب های طلایی تصاویر آزمون ها جستجو
پیوندها
زیست شناسی پیش دانشگاهی
مدرسه ی اینترنتی اطلس خون شناسی زیست شناسی گناباد آموزش از راه دور زیست شناسی خبر نامه پزشکی معلم پویا انجمن دبیران زیست شناسی آمریکا رشد مرکز آموزش ژنتیک دانشگاه یوتا زیست شناسی زیست شناسی کارشناسی پژوهشوتحقیقات آموزش وپرورش اصفهان مرکز تحقیقات معلمان استان اصفهان کارشناسی سنجش و ارزشیابی متوسطه.امتحان نهایی انجمنهاي علمي وآموزشي معلمان استان اصفهان انجمن علمي زيست شناسي استان اصفهان سازمان آموزش وپرورش استان اصفهان نكته و تست زيست شناسي ارسال كارت پستال الكترونيكي دكتر رهام صادقي جزيره دانش - كودكان وزارت علوم ، تحقيقات و فناوري پيام كارت مركز بهداشت ودرمان دانشگاه تهران گروه زيست شناسي نجف آباد مدرسه ي اينترنتي تبيان زيست پويا ليلا گوناگون كتاب ايران حافظ سازمان فرهنگ وارتباطات اسلامي (آدرس سايتها) كد آهنگ وبلاگ وب لاگ علمی - خبری زیست شناسی قالب وبلاگ iransong قالب ساز بلاگفا دفتر برنامه ريزي وتاليف كتب درسي پايگاه زيست شناسي ايران دنياي زيست شناسي گروه زيست شناسي آذربايجان شرقي پيك پزشكان امروز - مقالات علمي گروه زیست شناسی کرمان :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
لوح وقلم
I never know how to worship until I know how to love قوی زیبا.....................
|+| نوشته شده توسط پورقاسمیان در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 ساعت 22:23
روده باریک
|+| نوشته شده توسط پورقاسمیان در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 ساعت 22:8
چرا انسانها ژنهاى اندکى دارند؟
وقتى زيستشناسان پيشگام توالى ژنوم انسان را در سالهاى پايانى دههى 1990 ميلادى مشخص مىکردند، تعداد ژنهاى گنجانده شده در 3 ميليارد جفت باز سازندهى DNA را برآورد کردند، چند برآورد به هم نزديک بودند. بيش از يک دهه پذيرفته شده بود که ما حدود 100 هزار ژن نياز داريم تا هزاران فرايند سلولى را به انجام برسانند که ما را زنده نگه مىدارند. با وجود اين، مشخص شد که ما فقط حدود 25 هزار ژن داريم، يعنى به همان اندازه که يک گياه گلدار بسيار کوچک به نام آرابيدوپسيس( Arabidopsis ) دارد و اندکى بيشتر از کرمى به نام کنورابديتيس الگانس( Caenorhabditis elegans ). اين شگفتزدگى باعث بحثهاى نقادانهى در حال رشدى در ميان ژنتيکدانان شد: ژنوم ما و پستانداران ديگر انعصافپذيرتر و پيچيدهتر از آن چيزى است که تا کنون به نظر مىرسيد. تصور قديمى يک ژن/ يک پروتيين کنار گذاشته شده است: اکنون مشخص شده است که ژنهاى زيادى مىتوانند بيش از يک پروتيين توليد کنند. پروتيينهاى تنظيمى، RNA ، و بخشهاى نارمز دهندهى DNA و حتى تغييرهاى شيميايى و ساختارى خود ژنوم، تعيين مىکنند که ژنها چگونه، کجا و چه زمانى بيان شوند. مشخص کردن اين که همهى اين عاملها چگونه با هم کار مىکنند تا چگونگى بيان ژن را پىريزى کنند، يکى از چالشهاى اصلى پيشروى زيستشناسان است. در چنن سال گذشته، روشن شد پديدهاى به نام پيرايش جايگزين( alternative splicing ) يکى از علتهايى است که ژنوم انسان مىتواند با تعداد اندکى ژن، چنين پيچيدگى را به وجود آورد. ژنهاى انسان هم DNA رمزدهنده(به نام اگزون) و هم DNA نارمزدهنده(به نام اينترون) دارد. در برخى ژنها، ترکيب متفاوتى از اگزونها مىتواند در زمانهاى مختلف فعال شود و از هر ترکيب، پروتيين متفاوتى به دست آيد. پيرايش جايگزين از مدتها پيش به عنوان يک سکسکهى نادر طى رونويسى از ژن در نظر گرفته مىشد، اما پژوهشگران به اين نتيجه رسيدهاند که دست کم در نيمى از ژنهاى ما رخ مىدهد؛ البته، برخى ژنتيکدانان از همهى ژنهاى ما ياد مىکنند! اين يافته گام بلندى به سوى توضيح اين حقيقت بود که چگونه تعدادى ژن، صدها و هزاران پروتيين مختلف توليد مىکنند. اما ماشين رونويسى چگونه تصميم مىگيرد کدام بخشهاى ژن در زمانى خاص خوانده شوند، هنوز يک راز است. چنين چيزى را دربارهى سازوکارهايى که تعيين مىکنند کدام ژنها يا دستهاى از ژنها در زمان و مکان خاص روشن يا خاموش مىشوند، نيز بايد گفت. پژوهشگران کشف کردهاند که هر ژن براى اين که کارش را انجام دهد به بازيگران پشتيبانى نياز دارد و گاهى تعداد اين بازيگران به صدها مىرسد. اينها شاما پروتيينهايى هستند که ژنها را خاموش و فعال مىکنند؛ براى مثال، با افزودن گروههاى استيل يا متيل به DNA . پروتيينهاى ديگر، که عاملهاى رونويسى ناميده مىشوند، به طور مستقيمترى با ژنها برهمکنش دارند: آنها به جايگاههاى خاصى، نزديک ژنى که زير فرمان آنها است، متصل مىشوند. مانند پيرايش جايگزين، فعال شدن ترکيبهاى مختلفى از جايگاههاى اتصال، تنظيم ظريف بيان ژن را امکانپذير مىسازد، اما هنوز پژوهشگران بايد به دقت مشخص کنند که چگونه همهى اين عاملهاى تنظيمى با هم کار مىکنند و چگونه با پيرايش جايگزين هماهنگ مىشوند. در دههى گذشته يا اندکى بيشتر، پژوهشگران نقش کليدى پروتيينهاى کروماتين و RNA را در تنظيم بيان ژن پذيرفتند. پروتيينهاى کروماتيين در اصل به بستهبندى DNA و حفظ شکل مارپيچى آن کمک مىکنند. با تغيير اندکى در شکل کروماتين، ممکن است ژنهاى مختلف در معرض ماشين رونويسى قرار گيرند. ژنها به ميزان RNA نيز حساس هستند. مولکولهاى کوچکى از RNA ، که بسيارى از آنها کمتر از 30 باز دارند، اکنون به عنوان تنظيمکننده ژن در کانون توجه قرار گرفتهاند. پژوهشگران زيادى، که در 5 سال گذشته روى RNA پيک و ديگر مولکولهاى به نسبت بزرگ RNA کار مىکردند، اکنون به مطالعهى اين خويشاوندان کوچکتر آنها، از جمله ميکرو RNA و RNA هستهاى کوچک، روى آوردهاند. شگفتآور است که اين مولکولهاى کوچک، ژنها را خاموش مىکنند و بنابراين بيان ژن را تغيير مىدهند. آنها در تمايز سلولى، که طى رشد و نو جانداران رخ مىدهد، نيز نقش کليدى دارند، اما چگونگى کارکرد آنها هنوز به درستى مشخص نيست. پژوهشگران گامهاى زيادى براى روشن کردن اين سازوکارهاى گوناگون تنظيم فعاليت ژنها برداشتهاند. ژنومشناسان با مقايسهى ژنوم جانداران شاخههاى مختلف درخت تکاملى تلاش مىکنند جايگاه بخشهاى تنظيمى را مشخص کنند و سرنخهايى براى چگونگى تکامل سازوکارهايى مانند پيرايش جايگزين پيدا کنند. در عوض، اين پژوهشها راه را براى شناخت چگونگى کار اين بخشهاى تنظيمى روشن خواهند کرد. آزمايشهايى روى موشها، مانند افزودن يا حذف بخشهاى تنظيمى و دستکارى RNA ، و مدلسازى رايانهاى مىتواند در اين راه به ما کمک کند. اما پرسش اساسى که به احتمال زياد تا مدتى دراز بدون پاسخ خواهند ماند اين است: چگونه همهى اين ويژگىها با هم در يک قالب ريخته شدهاند تا جاندارى مانند ما را بسازند. ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() bb
08-31-2006, 08:47 AM منبع: جزیره دانش
|+| نوشته شده توسط پورقاسمیان در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 ساعت 23:59
توکسوپلاسما
پاشنهِ آشیل توکسوپلاسما
منبع:http://parasitology.govashir.net |+| نوشته شده توسط پورقاسمیان در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 ساعت 23:50
پروتئین لپتین
دید کلییک مشخصه ضروری موجودات پرسلولی ، تمایز سلولی و تقسیم کار میباشد. علاوه بر مسیرهای اصلی متابولیسم تولید انرژی که تمامی سلولها وجود دارند، بافتها و اعضا موجودات پیچیدهای نظیر انسان دارای اعمال اختصاصی هستند. این امر نیاز به وجود نیازهای سوختی و الگوهای متابولیکی مشخص دارد. پیامهای هورمونی ، فعالیتهای متابولیکی بافتهای مختلف را یکپارچه و هماهنگ نموده و توزیع سوختها و پیش سازها به هر عضوی را به شکل مطلوب در میآورد.هماهنگی متابولیسم در بافتهای مختلف پستانداران توسط سیستم نورو آندوکرین انجام میشود. تنظیم توسط این سیستم به این صورت انجام میشود که سلولهای مجزای موجود در یک بافت ، تغییری را در شرایط موجود احساس نموده و با ترشح یک پیام شیمیایی خارج سلولی به آن پاسخ داده و این پیام بعد از اتصال به مولکول گیرنده موجود در سلول دیگر ، تغییری را در آن سلول سبب میشود. هیپوتالاموس مغز ، مرکز هماهنگ کننده سیستم نوروآندوکرین است. بعضی از مکانیزمهای تنظیمی در مقیاس زمانی بسیار طولانی عمل نموده و سبب کنترل تغذیه و مصرف انرژی به طریقی میشوند که بدن پستانداران را در حالت تعادل حفظ میکند. عدم تعادل جزئی در جهت افزایش وزن ، میتواند زندگی را به مخاطره بیاندازد. وقتی بافت چربی قسمت بزرگی از کل توده بدن را تشکیل میدهد، امید به زندگی کاهش مییابد. در نتیجه علاقه زیادی برای شناخت نحوه تنظیم اندازه بدن و میزان ذخیره چربی وجود دارد. لپتین در فرضیه لیپواستات پیش بینی شده بودطبق فرضیه لیپواستات (Lipostat theory) که پیشرو در شرح ثبات نسبی وزن بدن میباشد، مکانیزم پس نوردی (کنترل منفی) برای مهار رفتار خوردن و افزایش مصرف انرژی در هنگام افزایش وزن بدن از یک میزان مشخص (نقطه تنظیم) وجود دارد، این اثر مهاری زمانی که وزن بدن به کمتر از این نقطه تنظیمی سقوط میکند، متوقف میگردد. این فرضیه وجود یک پیام پس نوردی را پیشبینی مینماید که از بافت چربی منشا گرفته و بر روی مراکز مغزی کنترل کننده رفتار خوردن و فعالیت اثر میگذارد.چنین عاملی در سال 1994 کشف شد و لپتین نام گرفت. لپتین ، هورمون مهار کننده رفتار خوردن در زمان کافی بودن منبع بدنی تریاسیل گلیسرولهای ذخیره شده، به عنوان یک عامل در خون موشهای طبیعی کشف گردید که با رفع کمبود لپتین ، سبب معکوس شدن رفتار موشهای جهش یافته پرخور شد. این موشهای جهش یافته در اثر پرخوری چاق شده بودند که با تزریق لپتین ، مقداری از وزن بدن آنها کم شد. عملکرد دو ژن در موش در ارتباط با لپتینلپتین به عنوان محصولی از ژنی شناسایی گردید که در موشهای آزمایشگاهی با OB (مخفف obese به معنی چاق) نشان داده میشود. موشهای دارای دو نسخه معیوب ژن (ژنوتیپ ob/ob) ، رفتار و فیزیولوژی حیوانات را در حالت گرسنگی پایدار نشان میدهد: مقادیر هورمون کورتیکواسترون آنها افزایش مییابد. قادر به تحمل گرما نیستند، رشد طبیعی دارند و اشتهای آنها حفظ میگردد. به دلیل مورد آخر ، این موشها شدیدا چاق شده و وزن آنها به 3 برابر موشهای طبیعی میرسد. این موشها همچنین دارای اختلالات متابولیکی نظیر حیوانات دیابتی و قادر به استفاده از انسولین نیستند.با تزریق لپتین به موشهای جهش یافته (ob/ob) ، وزن آنها کاهش یافته و فعالیت لوکوموتور و تولید حرارت آنها افزایش مییابد. ژن دوم موش ، با علامت DB (برای دیابتی) نیز یافت شده است که در تنظیم اشتها نقش دارد. موشهایی که دارای دو نسخه معیوب ژن (db/db) هستند، چاق و دیابتی میباشند. مشخص شده است که ژن DB مسئول کد نمودن گیرنده لپتین میباشد. وقتی گیرنده لپتین دچار نقصی میشود، فعالیت لپتین ظاهر نمیگردد. تولید لپتین و عملکرد آنلپتین تنها در سلولهای چربی و به میزان کمتر در اپیتلیوم روده و جفت ، تولید میشود. گیرنده لپتین اساسا در نواحی از مغز شامل نورونهای هستههای آرکوآت ، ونترمدیال هیپوتالاموس بیان میگردد که در تنظیم رفتار خوردن، نقش دارند. این گیرنده همچنین در سلولهای قسمت قشری غدد فوق کلیوی و سلولهای بتاپانکراس هر چند به میزان کم ، بیان میگردد. لپتین حامل پیامی مبنی بر کافی بودن ذخایر چربی و کاهش مصرف مواد سوختی و افزایش مصرف انرژی است.متقابل لپتین با گیرنده خود در هیپوتالاموس ، رهاسازی پیام اثر کننده بر روی اشتها را تغییر میدهد. لپتین همچنین سیستم عصبی سمپاتیک را تحریک نموده و به این ترتیب سبب افزایش فشار خون ، ضربان قلب و تولید حرارت (تولید حرارت به قیمت انرژی متابولیک) از طریق جدا نمودن انتقال الکترون از سنتز ATP در میتوکندری بافت چربی میگردد. مکانیزم عمل لپتین در تولید حرارتمدل رایج لپتین ، آبشاری از حوادث تنظیمی است که با واکنش متقابل لپتین و گیرنده آن آغاز شده و بر روی مقادیر هورمونهای متعددی اثر میگذارد که رفتار خوردن و مصرف انرژی را تحریک یا مهار مینمایند. میزان لپتین رها شده از بافت چربی بستگی به تعداد و اندازه سلولهای چربی دارد. لپتین که بر روی گیرنده خود متصل شد، حوادث زیر اتفاق میافتد. گیرنده لپتین دارای یک قطعهای است که به صورت پروتئین سرتاسری در غشا است که با اتصال لپتین به قسمت خارجی آن ، دیمریزه میشود. هر دو منومر این گیرنده دیمری ، توسط یک آنزیم کیناز فسفریله میشوند. این قسمتهای فسفریله شده به عنوان جایگاه اتصال برای سه پروتئینی عمل مینمایند که انتقال دهندههای پیام و فعال کنندههای رونویسی میباشند. سپس این سه پروتئین توسط همان کیناز فسفریله میشوند.انتقال دهندههای پیام و فعال کنندههای رونویسی ، بعد از فسفوریلاسیون توسط کیناز به هسته سلول میروند و با اتصال به توالیهای اختصاصی از DNA ، سبب تحریک بیان ژنهای هدف اختصاصی میگردند. نهایتا محصولات این ژنها بر روی رفتار تغذیهای مصرف انرژی تاثیر میگذارد. از جمله محصولات این ژنها میتوان به هورمون محرک α- ملانوسیت اشاره کرد که به عنوان مهار کننده اشتها میباشد. افزایش کاتابولیزم و تولید حرارت که توسط لپتین آغاز میگردد، تا حدودی ناشی از افزایش پروتئین جدا کننده میتوکندریایی ucp-1 در سلولهای چربی میباشد. لپتین با تغییر انتقال سیناپسی از نورونها در هسته آرکوآت و هیبرپلاریزاسیون بعضی نورونهای هیپوتالاموسی ، سبب تحریک سنتز ucp-1 میگردد. پروتئین ucp-1 با ایجاد یک کانال ، ورود پروتونها به ماتریکس میتوکندریایی را بدون عبور از کمپلکس ATP سنتاز ، افزایش میدهد. این امر سبب ادامه اکسیداسیون مواد سوختی (اسیدهای چرب در داخل یک سلول چربی) بدون سنتز ATP شده و انرژی را به صورت حرارت آزاد مینماید، در نتیجه کالریهای غذایی و یا چربیهای ذخیره شده به مقادیر زیاد مصرف میگردند. سیستم لپتین ممکن است برای تنظیم پاسخ به گرسنگی ایجاد شده باشد.هر چند بیشتر توجه به لپتین به خاطر نقش احتمالی آن در جلوگیری از چاقی میباشد، سیستم لپتین احتمالا برای تنظیم فعالیت و متابولیزم حیوانات در طی حالات ناشتا و گرسنگی ایجاد شده است. کاهش میزان لپتین حاصل از کمبود مواد غذایی ، سبب کاهش تولید هورمون تیروئیدی (کاهش متابولیزم پایه) ، کاهش تولید هورمونهای جنسی (مهار تولید مثل) و افزایش تولید گلوکوکورتیکوئیدها (به حرکت درآمدن منابع تولید کننده انرژی بدن) میگردد. با حداقل نمودن مصرف (هزینه) انرژی و به حداکثر رساندن استفاده از ذخایر داخلی انرژی ، این پاسخهای وساطت شده توسط لپتین ، ممکن است سبب زنده ماندن حیوان در طی دورههای محرومیت شدید تغذیهای گردد.رابطه تولید غیر کافی لپتین و چاقی در انسانآیا ممکن است، چاقی انسان نتیجه تولید غیر کافی لپتین بوده و بنابراین با تزریق لپتین قابل درمان باشد؟ در واقع ، مقادیر لپتین در حیوانات چاق همیشه بیش از حیونات با اندازه طبیعی است (البته به استثنای حیوانات ob/ob که در ژن لپتین جهش یافته بوده و بنابراین لپتین تولید نمیکنند). در موارد بسیار نادر ، چاقی بیش از حد در انسان که ژن لپتین دچار نقص میباشد، تزریق لپتین سبب کاهش قابل توجه وزن شده است. هر چند در حیوانات دارای ژنهای OB سالم ، میزان لپتین با افزایش میزان چربی افزایش مییابد.در مطالعات بالینی تزریق لپتین برخلاف موشهای جهش یافته ob/ob در آزمایشگاه ، کاهش وزن قابل توجهی را سبب نشد. توجیه احتمالی دیگر چاقی مرضی شامل نقص در دریافت لپتین و انتقال پیام یا در واکنش متقابل بین سیستم لپتین و سایر سیستمهای شرکت کننده در حفظ اندازه بدن میباشد. تمامی این احتمالات تحت بررسی میباشند. مباحث مرتبط با عنوان
|+| نوشته شده توسط پورقاسمیان در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 ساعت 23:45
عید مبعث مبارک
همه در غار حراییم
اما آیا می شنویم
صدای جبریل را ؟!!!!!
|+| نوشته شده توسط پورقاسمیان در جمعه نوزدهم مرداد 1386 ساعت 0:53
مبعث .....
بخوان به نام پروردگارت که یکتاست و...... اینک تو بخوان که به یاد آوری آنان که خواندند پروردگارشان را چگونه یافتند اورا و چگونه در پیچ وخم زندان زندگی چراغ راهشان شد تا به آزادی برسند .
|+| نوشته شده توسط پورقاسمیان در جمعه نوزدهم مرداد 1386 ساعت 0:49
هشت روش برای القای مثبت گرایی
۱- سلام و احوالپرسی با همکاران
![]() شاید به نظرتان سلام و احوالپرسی با همقطاران یک امر بدیهی باشد، اما آنقدرها هم که شما تصور می کنید پیش پا افتاده نیست. این کار چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی گیرد اما در عوض باعث می شود که در نظر دوستان و همکارانتان فرد خوش مشرب، جالب، و به یادماندنی جلوه کنید. من در طول زندگی شغلی خود هم شغل های تمام وقت داشتم و هم به عنوان مشاور برای شرکتهای بسیاری در شهرهای بزرگ و مختلفی فعالیت داشتم. خیلی از افراد را میدیدم که با سر پایین و چهره ترشرویی رفت و آمد می کردند. یادم می آید یک بار برای شرکتی مشاوره می کردم. مدیر امور مالی هر روز صبح که می آمد مستقیم به سمت دفتر خود می رفت و حتی یک لحظه هم توقف نمی کرد که به افرادی که بر سر راهش قرار دارند نیم نگاهی بیندازد. حتما تا به اینجا خودتان متوجه شده اید که او یکی از افرادی بود که هیچ کس به او علاقه ای نداشت. شاید کار او با اعداد و ارقام قابل ستایش بود اما در روابط خود با مردم یک فاجعه بود. 2- لب خنداین کار هم شاید بدیهی باشد اما افراد بسیار کمی هستند که در زمینه شغلی این کار را انجام می دهند. زمانی که مشغول صحبت کردن با کارکنان هستید و یا در حال سخنرانی می باشید اجازه دهید هر چند وقت یکبار لبخندی بر روی لبانتان بنشیند. آنقدرها هم که فکر می کنید کار دشواری نیست. با مشاهده یک لبخند گرم هر کسی احساس بهتری هم نسبت به خود و هم نسبت به شما پیدا می کند. به عنوان مربی ارتباطات من مدیران و کارفرمایانی را دیدم که به صورت خود یک ماسک می زنند و زمانی که در حال صحبت کردن با خدمه، کارکنان و همکارانشان هستند به سختی چهره هایشان تغییر می کند. اما موفق ترین مدیران کسانی هستند که اعتماد به نفس کامل داشته، از زندگی خود لذت ببرند و از اینکه در زمان مناسب لبخند ملیحی بر لبان خود آورند هیچ ترسی به دل راه نمی دهند. 3- تحسین و تشکر ![]() سعی کنید به طور روزانه از افراد تشکر کنید. کسانی که کارهایشان را دور از انتظار انجام می دهند مستحق تشکر و تمجید شما می باشند. البته اگر این کار را در حضور سایرین انجا دهید که دیگر کارتان حرف ندارد! ریچارد برنشن، مدیر یک موسسه اقتصادی که به دلیل شور و اشتیاق زیادش در کار مـعـروف شـده بـود در طـی مصاحبه خود با مجله "ثبت شرکت ها" به خبرنگار گفته بود "تعریف کردن از دیگران باعث می شود آنها رشد کنند، و انتقاد باعث می شود که ریشه تمام خلاقیت ها خشک شود." اغلب افراد به این دلیل که درآمد بالاتری داشته باشند شغل های خود را ترک می کنند و اولین دلیل استعفا نیز همین مورد می باشد. اما کنار آمدن از کار فقط به خاطر مسائل مالی نیست، عده دیگری از افراد نیز هستند که به این دلیل که به اندازه کافی تایید نشده و سایرین آنها را به رسمیت نمیشناسند مجبور می شوند که شغل خود را عوض کنند. یک رءیس شرکت که جزء میلیونرها هم هست "اسکات کوک" روزی به من گفت: " مردم به چیزی فراتر از حقوق سر ماه نیاز دارند" این گفته کاملا صحت دارد. افراد پایین مقام تر می خواهند که احساس کنند کارشان مفید است و از دید سازمان و کارفرمای خود افراد ارزشمندی هستند. 4- با همه به خوبی رفتار کنید ![]() سعی کنید هر روز صبح در محل کار خود یک کار زیبا و دلپسند را در مورد یکی از همکاران خود انجام دهید به ویژه آنهایی که مقام پایین تری نسبت به شما دارند. برای مثال پیام تشکری برای آبدارچی که چای و شیرینی جلسه امروز را درست کرده بفرستید. اگر فکر می کنید دیگران کارهای شما را زیر نظر ندارند من یک خبر برایتان دارم. مدیران، همقطاران و افراد پایین رتبه همه و همه چشم به کارهای شما دوخته اند و مرتبا در حال ارزیابی رفتار شما هستند. زمانی که سرمایه دار بزرگ "برنسن" را به یک برنامه تلویزیونی دعوت کرده بودن او صورت خود را آراسته بود و روی سر خود موی مصنوعی گذاشته بود، درست مثل اینکه قصد دارد در یک مسابقه زیبایی شرکت کند. او به شدت بر روی این امر تاکید می کرد و اظهار می داشت که از این طریق می توان تشخیص داد که افراد با اطرافیان خود چگونه برخورد می کنند و برای آنها در چه حد ارزش قائل هستند. 5- خونسردی خود را حفظ کنید ![]() زمانی که مسائل جزئی بر وفق مراد شما پیش نرفت نباید به سرعت از کوره در روید و بگذارید چنین مواردی خونسردی شما را از بین ببرند. از یک زبان مثبت و خوش بینانه در گفته های خود استفاده کنید و حرکات بدن خود را کنترل کنید. به عبارت دیگر با سرعت به سمت جلو و عقب راه نروید و انگشتان و دستان خود را به هم نفشارید. محکم و استوار باشید و با قاطعیت صحبت کنید! من روزی این شانس را پیدا کردم که با یکی از قهرمانان واقعی ارتش، مردی که شخصیتی شبیه به آنچه در فیلم های سینایی می بینید داشت. فرمانده ارشد "مت اورسمن" گفت که رهبران و فرماندهان باید در یک جو مملو از اعتماد به نفس زندگی کنند. یک رهبر بدون توجه به اتفاقاتی که در اطراف او در حال رخ دادن است، باید محکم و استوار " مثل یک کوه" بر سر جای خود بایستد. او می گوید حتی اگر راه حل مشکلی در همان لحظه به ذهنتان نمی رسد باز هم باید خونسردی خود را حفظ کنید و به دیگران القا کنید که همیشه کنترل تمام امور را به دست خود دارید. در چنین شرایطی آن جو اعتمادی که قبلا در مورد آن با شما صحبت کردیم به حقیقت میپیوندد. زمانی که در شرایط فشار خوش بین باشید می توانید تاثیر بی نهایت مثبتی را در ذهن دیگران از خود بر جای بگذارید. در جریان 11 سپتامبر، شهردار نیویورک "رادولف گالیانی" به عنوان یکی از افرادی که تسلط کاملی بر نفس خود دارد شناخته شد. او آنچنان تاثیری بر روی مردم گذاشت که تا به حال هیچ کجا دیده نشده بود. یکی از افرادی که تحت تاثیر شدید او قرار گرفته بود " اپرا وینفری" بود. اپرا در مورد او اینچنین می نویسد: "در روزهایی که برای همه سخت بود، او آنچنان اعتماد به نفسی داشت و آنچنان محکم و پر صلابت به خانواده های بازمندگان قوت قلب می داد که مردم به او لقب شهردار آمریکا دادند." 6- e-mailهای خود را شخصی (personalized) كنيد ![]() زمانی که شما برای کسی نامه الکترونیکی می فرستید هیچ کس نمی تواند ظاهر و یا حرکات شما را ببیند، به همین دلیل به راحتی می تواند شما را یک فرد رک، متکبر و خودخواه تصور کند. به همین دلیل چند ثانیه بیشتر وقت بگذارید و نامه های را شخصی کنید. به این مثال توجه کنید؛ به جای اینکه بنویسید "من گزارش را تا ساعت 2 بعد از ظهر می خواهم" از این جمله استفاده کنید "مهم است که گزارش شما امروز آماده شود، اگر آنرا تا اخرین مهلت "2 بعد از ظعر" به ما تحویل دهید، ممنون خواهیم شد." آیا به نظر شما دومی بهتر نیست؟ البته شاید کمی دارای اطناب و درازگویی باشد و معمولا نامه های ادارای باید مختصر و مفید باشند. اما اگر به دقت نگاه کنیم متوجه می شویم که آنقدرها هم که فکر می کردیم طولانی نیست و گذشته از آن می توانید از این طریق ارتباط خوبی را با خدمه خود برقرار کنید. 7- خیلی زود جلوی مشکلات را بگیرید ![]() خیلی سریع باید راه حل مشکلات را پیدا کنید، به ویژه آن دسته از مسائلی که باعث بروز جر و بحث و دعوا می شوند. اگر شما سرپرست بخشی هستید وظیفه سنگین تری نسبت به حل مشکلات دارید. اگر یکی از کارمندان به شما خبر داد که یک خدمه مشغول انجام امور غیر اخلاقی است حرف او را جدی بگیرید. در مورد او تحقیق و پرس و جو کنید، با شخص مورد نظر گفتگو کنید و تمام مواد را ثبت و ضبط کنید! با این کار شما به عنوان شخصی که به مشکلات اجازه رشد نمی دهد شناخته خواهید شد. رهبران موفق همیشه به سرعت مشکلات و موانع مختلف را بررسی کرده و در رفع آنها کوشش می کنند. به خاطر می آورم که در یک شرکت بیشتر کارمندان ایمان خود را به کارفرمای خود از دست داده بودند. پشت سر هم غیبت می کردند، همیشه در حال شایعه پراکنی بودند و با هم دست به یقه می شدند. کارفرما که مکررا از حضور در بین آنها خودداری می کرد، کنترل خود را در امور مختلف از دست داده بود و چیزی نگذاشت که هیچ فایده ای برای شرکت نداشت و پس از چندی شغل خود را از دست داد. 8- دور هم جمع شوید ![]() کارمندان دوست دارند احساس کنند که شما به آنها و زندگی شخصی شان اهمیت می دهید. آنها را بعد از کار به مهمانی دعوت کنید و یا با هم به یک مسابقه بیس بال بروید. این کار خوش نیتی شما را به همکاران، خدمه و کارمندانتان ثابت می کند. امتحان کنید: یک مهمانی کوچک و خودمانی ترتیب دهید، به همکارانتان mail بزنید و آنها را برای نهار به اتاق کنفرانس دعوت کنید. حتما نباید یک مهمانی بزرگ بگیرید. دور هم جمع شدن های کوچک و خودمانی باعث می شود کارکنان با هم اتحاد بیشتری پیدا کنند. برای رسیدن به موفقیت، مثبت باشید بالارفتن از پله های موفقیت شغلی نیازمند کمک دیگران نیز می باشد. رهبران حرفه ای و موفق کسانی هستند که بتوانند در میان همکاران و کارمندان خود شور و اشتیاق ایجاد کنند. اگر تنها مثبت فکر کنید کافی نیست، بلکه باید مثبت زندگی کنید. منبع: |+| نوشته شده توسط پورقاسمیان در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 ساعت 1:54
|