تبليغاتX
لوح وقلم
لوح وقلم
I never know how to worship until I know how to love
دوستي.....................
دوستي تـا ابـديت !

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


روزی معلمی از دانش آموزانش خواست که اسامی همکلاسی هایشان را بر روی دو ورق کاغذ بنویسند و پس از نوشتن هر اسم یک خط فاصله قراردهند. سپس از آنها خواست که درباره قشنگترین چیزی که میتوانند در مورد هر کدام از همکلاسی هایشان بگویند، فکر کنند و در آن خط های خالی بنویسند. بقیه وقت کلاس با انجام این تکلیف درسی گذشت و هر کدام از دانش آموزان پس از اتمام، برگه های خود را به معلم تحویل داده، کلاس را ترک کردند.

روز شنبه، معلم نام هر کدام از دانش آموزان را در برگه ای جداگانه نوشت، و سپس تمام نظرات بچه های دیگر در مورد هر دانش آموز را در زیر اسم آنها نوشت. روز دوشنبه، معلم برگه مربوط به هر دانش آموز را تحویل داد. شادی خاصی کلاس را فرا گرفت. معلم این زمزمه ها را از کلاس شنید "واقعا ؟" "من هرگز نمی دانستم که دیگران به وجود من اهمیت می دهند!" "من نمی دانستم که دیگران اینقدر مرا دوست دارند."
 

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


دیگر صحبتی ار آن برگه ها نشد و اوضاع مدرسه بصورت عادي مي گذشت. معلم نیز ندانست که آیا آنها بعد از کلاس با والدینشان در مورد موضوع کلاس به بحث و صحبت پرداخته اند یا نه، به هر حال گويي اين موضوع را مهم تلقي نكرد. زيرا آن تکلیف هدف معلم را برآورده کرده بود. آن برگه ها نشانگر اين نكته بود كه همه ي دانش آموزان از تک تک همکلاسی هایشان رضايت كامل داشتند ...

از دست بر قضا با گذشت سالها بچه های کلاس از یکدیگر دور افتادند و هر كدام در مكاني ديگر مشغول ادامه تحصيل ، كار و زندگي شدند ...

چند سال بعد، متقارن با شروع جنگ، یکی از دانش آموزاني كه "مارک" نام داشت و به خدمت سربازي اعزام شده بود در جنگ ویتنام کشته شد ! معلمش با خبردار شدن از اين حادثه در مراسم خاکسپاری او شرکت کرد. او تا بحال، یک سرباز ارتشی را در تابوت ندیده بود. پسر کشته شده، جوان خوش قیافه و برازنده ای به نظر می رسید. کلیسا مملو از دوستان سرباز بود. دوستانش با عبور از کنار تابوت وی، مراسم وداع را بجا آوردند. معلم آخرین نفر در این مراسم تودیع بود.
 

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


به محض اینکه معلم در کنار تابوت قرار گرفت، یکی از سربازانی که مسئول حمل تابوت بود، به سوی او آمد و پرسید : "آیا شما معلم ریاضی مارک نبودید؟" معلم با تکان دادن سر پاسخ داد : "چرا" سرباز ادامه داد : "مارک همیشه درصحبت هایش از شما یاد می کرد. "در حين مراسم تدفین، اکثر همکلاسی هاي قديمي اش برای شركت در مراسم در آنجا گرد هم آمده بودند. پدر و مادر مارک نیز که در آنجا بودند، آشکارا معلوم بود که منتظر ملاقات با معلم مارک هستند.

پدر مارک در حالیکه کیف پولش را از جیبش بیرون می کشید، به معلم گفت :"ما میخواهیم چیزی را به شما نشان دهیم که فکر می کنیم برایتان آشنا باشد. "او با دقت دو برگه کاغذ فرسوده دفتر یادداشت که از ظاهرشان پیدا بود بارها و بارها تا خورده و با نوار چسب بهم متصل شده بودند را از کیفش در آورد. خانم معلم با یک نگاه آنها را شناخت. آن کاغذها، همانی بودند که تمام خوبیهای مارک از دیدگاه دوستانش درونشان نوشته شده بود !

مادر مارک گفت : "از شما به خاطر کاری که انجام دادید متشکریم. همانطور که میبینید مارک آن را همانند گنجی نگه داشته است." همکلاسی های سابق مارک دور هم جمع شدند.
چارلی با کمرویی لبخند زد و گفت : "من هنوز لیست خودم را دارم. اون رو در کشوی بالای میزم گذاشتم."
همسر چاک گفت : "چاک از من خواست که آن را در آلبوم عروسیمان بگذارم."
مارلین گفت : "من هم برای خودم هنوز برگه ام را دارم. آن را توی دفتر خاطراتم گذاشته ام."
سپس ویکی، کیفش را از ساک بیرون کشید و لیست فرسوده اش را به بچه ها نشان داد و گفت :" این همیشه با منه....". "من فکر نمی کنم که کسی لیستش را نگه نداشته باشد."
 

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


صحبت ها ادامه داشت، انگار كلاسي مثل گذشته ها با همان همكلاسي هاي هميشگي در آنجا تشكيل شده بود فقط جاي مارک خالي بود كه اينك با آرامشي ابدي آرميده بود و دوستي ها را تا ابديت پيوند زده بود. معلم با شنیدن حرف های شاگردانش دیگر طاقت نیاورد، بي امان گریه اش گرفت. او برای مارک و برای همه دوستانش که دیگر او را نمی دیدند، گریه می کرد !!!


سرنوشت انسانها در این جامعه بقدری پیچیده است که ما بعضي وقت ها فراموش می کنیم كه این زندگی روزی به پایان خواهد رسید، و هیچ یک از ما نمی داند که آن روز کی و در كجا اتفاق خواهد افتاد. بنابر این به کسانیکه دوستشان دارید و به آنها توجه دارید بگویید که برایتان مهم و با ارزش هستند، قبل از آنکه برای گفتن اين حقيقت دیر شده باشد. القاء حس دوست داشتن و ايجاد يك حس اعتماد به نفسي كه بتوان به آن تكيه كرد در هيچ لحظه اي از عمر از ياد نخواهد رفت ...
 

|+| نوشته شده توسط پورقاسمیان در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 ساعت 23:49 |

6 تکنیک مفيد.....................
6 تکنیک مفيد در جهت کنترل احساسات

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


واکنش های احساسی می توانند تاثیر شگرفی بر هر

 بخش از زندگی ما داشته باشند. در طول زندگی، فرایند

 اجتماعی شدن و بالغ شدن یک سیستم فیلترینگ در

 مغز ما ایجاد میکند. هر چیزی که وارد احساسات ما می

 شود، قبل از اینکه ما از آن مطلع شویم، فیلتر می شود

این فیلترها بر اساس رفتارها، باورها، ارزشها،

 احساسات، الگوها، و تصورات ما از خودمان شکل می

 گیرد. از آنجا که این فیلترها در درون ما هستند، ما

 معمولاً از وجود آنها آگاهی نداریم اما آنها سخت سر

 جای خودشان قرار دارند و بر هر چیزی که می بینیم،

 درک می کنیم، تجربه میکنیم، همه آدم ها، اخبار و همه

 چیز تاثیر می گذارد.

تمرین کنترل احساسات به این معناست که از فیلترهای

 درونی خود آگاهی پیدا کنید و بتوانید از این طریق

 واکنش های خود را کنترل کنید. باید با طریقه

 پاسخگویی بدنتان در مقابل یک واکنش احساسی آشنا

 شوید. این یکی از راه هایی است که با آن می توانید

 تشخیص دهید و تایید کنید که یک واکنش احساسی

 قوی در حال اتفاق افتادن است.

مثلاً وقتی یک نفر شما را دروغگو خطاب می کند (یا هر

 حرف دیگر که راستی و درستی شما را زیر سوال می

 برد) چه اتفاقی می افتد؟ وقتی کسی درمورد شما از

 توهین های نژادی استفاده می کند، چطور؟

توهین هایی که باعث می شود در برابر درستی خود،

 ایده هایتان یا کسانی که با آنها در ارتباط هستید، حالت

 تدافعی به خود بگیرید، می تواند یک واکنش فوری در

 شما ایجاد کند. در زیر به 6 تکنیک اشاره می کنیم که

 به شما کمک می کند احساساتتان را تحت کنترل خود

 درآورید :

1. حرفی که فرد مقابلتان می زند می تواند احساسات

 شما را به شکل مثبت یا منفی تحریک کند. در هر دو

 صورت، همیشه این خطر وجود دارد که اختیارتان را از

 کف بدهید. به همین دلیل در وهله اول لازم است که

 واکنش احساسی خود را به مخاطبتان تشخیص دهید.

 فقط آن زمان است که می توانید شروع به پاسخگویی

 به آن کنید. برخی علائم می تواند منجر به بالا رفتن

 تپش قلب و تنفس شما شود، شاید میل شدیدی به

 قطع کردن حرف طرف مقابلتان و بالا بردن صدای خود

 پیدا کنید، خط فکری خود را از دست می دهید، یا

 عضلاتتان سفت و سخت می شوند.

2. وقتی تشخیص دادید که یک واکنش احساسی شدید

 در حال نمودار شدن است، باید جهت آن انرژی منفی را

 تغییر دهید. تنفس، توجه شما را دوباره به موضوع اصلی

 برمی گرداند و شما را از آنچه که موجب ناراحتیتان شده

 بود، دور می کند. تنفس عمیق می تواند به شما کمک

 کند، ناراحتی و عصبانیتی که به خاطر حرف طرف

 مقابلتان در شما ایجاد شده بود را از بین ببرید. اگر

 حرفی که طرفتان زد، واقعاً شما را اذیت کرده است،

 سعی کنید تمرکزتان را از روی آن بر روی تنفستان

 منتقل کنید و داخل و خارج شدن آن را کنترل کنید. این

 نوعی تمرین مدیتیشن است و مطمئن باشید که کمک

 زیادی به کنترل احساساتتان می کند. بعلاوه تنفس

 عمیق راه های دیگری هم برای تغییر تمرکزتان وجود

 دارد. مثلاً می توانید روی چیزهای خوب، زمانهایی که

 احساس خیلی خوبی داشته اید فکر کنید.

3. اگر کسی چیزی به شما گفت که ناراحت شدید،

 همیشه به طرف مقابل لبخند بزنید و بعد از او بخواهید

 که کمی در مورد این عقیده اش توضیح بدهد و مسئله

 را باز کند.

4. با کار کردن روی حداقل یکی از نتایج مثبت آن رابطه،

 این تغییر احساس را از بین ببرید.

5. با کسی مشاوره کنید. وقتی قرار باشد به کسی

 کمک کرده و با او مشاوره کنید، دیگر نمی توانید

 عصبانی باقی بمانید.

6. بعد از تمام شدن گفتگو، از خودتان سوال کنید. وقتی

 دوباره به حال و هوای آرام همیشه برگشتید، کمی به

 گفتگویتان فکر کنید و ببینید چه چیز احساسات شما را

 تحریک کرده است. تا می توانید وارد جزئیات شوید.

 سوال کردن از خودتان به شما کمک می کند دفعه بعد

 به چنین موقعیت هایی بهتر واکنش دهید.


یادتان باشد در زندگی همه ما روزهای بد وجود دارد.

 تصور کنید که چقدر احساس بدی پیدا می کنید اگر

 بعدها خبر فوت یا ورشکستگی فردی که حرفهایش موجب ناراحتیتان شده، را بشنوید. پس سعی کنید یا

 هدف آن فرد را از بیان گفته ها پیدا کنید و یا به کلی

 نادیده اش بگیرید.
 

|+| نوشته شده توسط پورقاسمیان در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 ساعت 0:59 |

رستاخیز................
رستاخیـز عنكبوتـی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


آیا امكان بازگشت به زندگی پس از مرگ وجود دارد؟! بی تردید این یكی

 از آرزوهای بزرگ بشر از ژرفنای تاریخ تاكنون بوده است و طبیعی است

 كه پاسخ این پرسش تاكنون منفی بوده است.


اما به تازگی پژوهشگران دانشگاهی در كشور فرانسه، به طور كاملا

اتفاقی با پدیده ی مشابهی مواجه شده اند كه آنان را در حیرت فرو برده است.
بخش خبری بنیاد نشنال جئوگرافیك گزارش میدهد كه گروهی از

پژوهشگران دانشگاه "رن" در كشور فرانسه كه مشغول آزمایش بر روی

 عنكبوت ها بودند متوجه شدند كه گونه خاصی از این جانور به طرز

عجیبی پس از مرگ دوباره به زندگی باز میگردد.


این دانشمندان برای انجام یك كار پژوهشی بر روی عنكبوت ها، 360

عدد عنكبوت ماده از سه گونه ی مختلف را گرد آورده بودند تا میزان تاب

 آوری این سه گونه را در برابر غرق شدن زیر آب بسنجند.


این مجموعه متشكل از سه نوع از گونه عنكبوت گرگی، دو نوع از گونه

عنكبوت نمكزار و یك نوع نیز گونه عنكبوت گرگی جنگلی بودند.


پژوهشگران این عنكبوت ها را برای مدت طولانی در ظرف آب شور بدون

امكان دسترسی به سطح قرار دادند و تنها هر دو ساعت، به كمك یك

برس به آنها ضربه خفیفی وارد آوردند تا از واكنش آنها اطلاع حاصل

نمایند.
همانگونه كه انتظار میرفت، گونه ی عنكبوت گرگی جنگلی با نام علمی

 Pardosa lugubris زودتر از سایرین جان خود را از دست داد. این

عنكبوت پس از گذشت 24 ساعت، دیگر هیچ واكنشی نسبت به تكانه

 ها نشان نداد.
عنكبوت نمكزار چندین ساعت بیشتر دوام آورد. اما این عنكبوت نیز كه در

 متون علمی با نام Pardosa purbeckensis شناخته میشود پس از 28

ساعت تلف شد.


مقاوم ترین گونه این عنكبوت ها در برابر غرق شدن گونه ای با نام

 علمی Arctosa fulvolineata بود. این عنكبوت به طور میانگین بیش از

36 ساعت در زیر آب تاب آورد و به تكانه ها واكنش نشان داد، اما این

گونه ی مقاوم نیز در نهایت زیر آب شور و تحت تاثیر فقدان اكسیژن جان داد.
دانشمندان پس از اطمینان از فقدان هرگونه واكنش نشانگر وجود حیات

 در تمامی نمونه های آزمودنی، آنها را از آب خارج كرده و به قصد وزن

كردن در محلی قرار دادند تا آب آغشته به بدن آنها خشك شود. در این

زمان بود كه رویداد شگفت انگیز رخ داد!


با گذشت زمانی نزدیك به دو ساعت، عنكبوت هایی كه به باور

 دانشمندان در عالم مردگان سیر میكردند، یكایك به زندگی بازگشته و

بر روی 8 پای خود برخواستند!


پروفسور "ژولین پتیون" ضمن بیان اینكه برای نخستین بار است كه با

پدیده ی ورود به كُمای اختیاری در میان بندپایان در هنگام غرق شدگی

 مواجه میشویم ادامه میدهد: "این پدیده البته پیشتر در جانوران دیگری

 مشاهده شده بود و در جهان این گونه از جانوران بی سابقه نیست".


این عنكبوت شناس كه هم اكنون در بلژیك به سر میبرد در توجیه این

پدیده ی شگفت انگیز چنین توضیح میدهد: "این عنكبوت ها در مواقعی

 كه برای مدت طولانی زیر آب قرار گرفته و به اكسیژن دسترسی

نداشته باشد، به طور موقت بدن خود را در حالت كُما قرار میدهد تا تنها

اعضای كلیدی بدنشان از اكسیژن و انرژی باقی مانده استفاده نمایند".

این پژوهشگر این واكنش شگفت بدن عنكبوت ها را، عكس العملی در

برابر سیلاب های طبیعی میداند كه بعضن سبب میشوند كه عنكبوت ها

 به حكم اجبار چند ساعتی را در زیر آب بگذرانند.


پروفسور پتیون در انتها ضمن اظهار شگفتی مجدد از حاصل مشاهداتش

 می افزاید: "ما واقعا گمان نمیبردیم كه عنكبوت ها هم بتوانند وارد كُما

 شوند. این پدیده براستی ما را غافلگیر كرد".

|+| نوشته شده توسط پورقاسمیان در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 ساعت 0:13 |

9 اشتباه ...................
9 اشتباه مهم در عادات تغذیه‌ای

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

در دنیای پرسرعت و پرمشغله امروز وقـت گـذاشـتـن برای حفظ عادتهای سالم و مناسب غذایی كار دشواری به نظر می‌رسد. غذا خوردن كه پیش از این یك اولویت مهم محسوب می‌شد، امروزه به موضوعی جنبی تبدیل شده كه توجه زیادی به آن نمی‌شود و معمولا در لابه‌لای كارهای روزانه دیگر گنجانده می‌شود. علاوه بر این برخی از عادت‌های غذایی كه تصور می‌كنید موجب كاهش وزن می‌شوند، در واقع ممكن است منجر به افزایش وزن شوند. در اینجا در راستای توصیه هایی در جهت سلامت شما دوستان عزیز به برخی از این عادت‌های نادرست تغذیه‌ای اشاره ای داریم كه به شرح زیر است :

  1- نخوردن صبحانه

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

نخوردن صبحانه یك اشتباه بزرگ است. صبحانه سالم نه تنها باعث افزایش انرژی و بازشدن فكر و ذهـن می‌شود، بلكه موجب انتخاب و مصرف مناسب وعده‌های غذایی دیگر در ادامه روز خواهد شد. همچنین خوردن صبحانه ممكن است به شما در مـصرف كمتر كالری در ادامه روز كمك نماید. یك تحقیق دانشگاهی نشان داده كه مصرف مقدار كالری مشخص در ابتدای روز اثر سیركنندگی بیشتری نسبت به مصرف همان مقدار كالری در ساعت‌های دیرتر خواهد داشت كه این امر موجب كاهش مجموع كالری مصرفی در روز می‌شود.

راه حل این اشتباه آن است كه خوردن صبحانه مناسب احتمال بكارگیری عادت‌های نادرسـت غذایی را در وعده‌های دیگر كاهش می‌دهد. صبحانه را كامل صرف نمایید. از مواد لبنی كم چرب، تخم مرغ و نان‌های سبوس دار استفاده كنید.

  2- غذا خوردن پیش از خواب

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

اگر می خواهید خوابهای شیرین ببینید، پیش از خواب از غذا خوردن دوری كنید. با اینكه نتایج قطعی مبنی بر افزایش وزن بر اثر خوردن غذا پیش از خواب وجود ندارد، پرخوری، مصرف غذاهای ادویه دار و چرب، یك تا سه ساعت پیش از وقت خواب منجر به كاهش كیفیت و مدت خواب و موجب كسالت، خـستگـی و كوفـتگی در روز بعد خواهد شد.

خوردن غذاهای چرب پیش از خواب سبب كند شدن تخلیه معده و تشدید سوءهاضمه و مصرف غذاهای ادویه‌دار منتهی به صدمات و سوزش‌های قلبی و نیز سوء هاضمه خواهد شد. سعی كنید حداقل چهار ساعت قبل از خواب اقدام به خوردن غذا نموده و چنانچه پیش از خواب احساس گرسنگی كردید مقداری میوه‌جات تازه مصرف نمایید.

  3- پرخوری

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

شاید اگر پرخوری‌های رایج مربوط به سبزیجات می‌شد، متخصصان تغذیه مشكلی با این نوع خوردن پیدا نمی‌كردند، اما متاسفانه پرخوری معمولا در مورد غذاهای چرب و نشاسته دار نمودار می‌شود. زیاده روی در این نوع مواد غذایی منجر به افزایش وزن و نارضایتی شده و جنبه اجتماعی خوشایندی به دنبال نخواهد داشت.

وعده‌های غذایی خود را به جای سه وعده پرحجم به پنج یا شش وعده كم حجم تر تقسیم كنید. خوردن غذاهای سالم و كم حجم حاوی كربوهیدراتهای كمپلكس و پروتئین در طول روز نه تنها اشتهای شما را كنترل می‌كند، بلكه احتمال پرخوری را نیـز كـاهـش خواهـد داد. تعدد وعده‌های غذایی همچنین باعث سوزانده شدن مقدار بیشتری كالری می‌شود؛ چرا كه متابولیسم بدن همواره به فعالیت می پردازد.

  4- گرسنه ماندن

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

برخلاف تصور، گرسنه ماندن باعث می‌شود وزن بدن به دلیل ذخیره سازی چربی افزایش پیدا كند. هنگامی كه برای مدتی طولانی غذا نمی‌خورید، بدن شما به دلیل محروم ماندن از مواد غذایی دچار آشفتگی می‌شود و در انتها هنگامی كه دوباره شروع به خوردن می‌كنید، بدن شما گمان می‌كند كه باید كالری مصرفی را به چربی تبدیل نماید چون نمی‌داند چقدر طول می‌كشد كه دوباره غذا بخورید. بنابراین چربی‌ها با شما باقی می‌مانند.

اگر هدفتان از گرسنگی كشیدن، كاهش وزن است باید در برنامه رژیمی خود تجدید نظر نمایید. به جای گرسنگی یك برنامه مناسب ورزشی برای خود تعیین كرده و بـیشـتـر بـه باشگاه بروید. از میوه جات، سبزی جات، حبوبات، گوشتهای كم چرب و ماهی استفاده كنید. سعی كنید چهار یا پنج بار در هفته طبق یك برنامه منظم ورزش نمایید. بهترین روش كاهش وزن، تمرینات مرتب و رژیم غذایی مناسب است و نه محـروم كـردن بـدن از مواد غذایی مورد نیاز آن هم به مدت طولانی.

  5- انجام كاری دیگر در حین غذا خوردن

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

نه تنها پرداختن به كاری دیگر همزمان با غذا خـوردن مـوجب ریخت و پاش آن در اطراف شما می‌شود، بلكه به پرخوری و در نتیجه افزایش وزن نیز منجر خواهد شد. اگر هنگام تماشای تلویزیون، صحبت با تلفن و یا بازی ویدئویی، مشغول غذا خوردن شوید، این عوامل خارجی پرت كننده حواس باعث می‌شوند شـما توجه كمتری به گـرسنگی و نشانه‌های سیرشدن كه بیان كننده كافی بودن مقدار غذا و احساس سیری می‌باشند، نمایید. به علاوه وقتی در حین انجام كاری شروع به غذا خوردن می‌كنید، دیگر توان توقف نخواهید داشت؛ چرا كه عمل خوردن تبدیل بـه حركتی غیرهوشیارانه و مكانیكی بدون توقـف می‌شود.

سعی كنید در هر لحظه فقط روی یك چیز تمركز نمایید. چرخ زدن در آشپزخانه هـنگام صحبت با تلفن ایده مناسبی نیست. اگر فقط می خواهـید دست یا دهانتـان مشغول باشد، سرگرمی غیر از مواد خوراكی پیدا كنید. مثلا آدامس بجوید یا سازی بنوازید.

  6- سریع غذا خوردن

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

زندگی بسرعت می‌گذرد. ولی آیا دوست دارید زندگی شما نیز سریع تمام شود؟ بعید اسـت. دفعه بعد سعی كنید، غذای خود را آهسته‌تر بخورید چون سریع غذا خوردن كمكی به شما نكرده و برعكس باعث افزایش وزن می‌شود. از زمان شروع غذا تقریبا 20 دقیقه طول می‌كشد كه علائم سیری به مغز برسند بنابراین اگر شما ظرف پنج یا شش دقیقه غذای خود را تمام كنید، مغز فرصتی پیدا نمی‌كند كه به بدنتان بگوید كه سیر شده‌اید و این باعث زیاده خوری و پر كردن معده بیش از مقدار مورد نیاز خواهد شد.

آهسته غذا بخورید، آرام باشید، خوب بجوید و از مزه غذا لذت ببرید. به این صورت مغز شما متوجه می‌شود كه در حال غذا خوردن هستید و بنابراین می‌تواند به بدنتان بگوید كه سیر شده‌اید.

  7- نخوردن آب به اندازه كافی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

آب مایعی حیات بخش برای همه موجودات طبیعت از جمله انسان است. نكته جالب اینجا است كه ننـوشـیدن مقدار كافی آب در طول روز متابولیسم و سـوخت ساز بدن را كنـد نموده و مـمكن است باعث اضافه وزن نیز بشود. آب ماده‌ای ضروری برای فعالیتهای متابولیك بدن، از جمله سوزاندن كالری، محسوب می‌شود.

تا زمانی كه در كویر زندگی نمی‌كنید، آب فراوانی اطراف شما وجود داشته و باید زیاد از آن بنوشید. هشت تا 10 لیـوان و اگر ورزش می‌كنید حتی بیشتر از این مقدار آب بنوشید. خوردن آب به جای انـواع نـوشـابه نیز بسیار مناسـب است. نوشابه‌ها معمولا زودتر احساس تشنگی را نسبت به آب از بین می‌برند و دارای كالری‌های بی ارزش بوده و باعث می‌شوند بعد از 30 دقیقه مجددا احساس گرسنگی كنید.

  8- نخوردن میوه و سبزیجات به مقدار كافی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

بسیاری از مواد غذایی مورد نیاز بدن در انواع میوه و سبزی وجـود دارند كه امتناع از خوردن آنها باعث كمبودها و مشكلاتی در بدن خواهد شد.

تنها راه تامین مواد معدنی و ویتامینهای مورد نیاز بـدن، مصرف میوه و سبزیجات تازه و خالص می‌باشد. بنابراین باید سعی شود این مواد را جزء لاینفك رژیم غذایی قرار داده و همیشه به مقدار كافی از آنها استفاده نمایید.

  9- خوردن تنقلات هنگام گرسنگی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

خوردن تنقلات هنگام گرسنگی باعث ایجاد عادتهای غذایی ناسالم می‌شود. استفاده از مواد غذایی كم ارزش و شكم پركن مانند شكلات، چیپس و پفك، تنـها باعث برهم خوردن رژیم غذایی شده و مشكلاتی را برای بدن به همراه خواهد داشت.

با شكم سیر از خانه خارج شوید. گرسـنگی ممكن است منجر بـه خریدن و خوردن تنقلات شود. شكلات، پفك و چیپس هیچ كدام نمی‌توانند جای یك صبحانه، نهار و شام سالم و رضایت بخش را بگیرند.
بنابراین خوب بخورید تا خوب زندگی كنید. برنامه‌های غذایی ساده و دخیل نمودن خوردنی‌های سبك و سالم می‌تواند دنیایی از تغییرات در رژیم غذایی ایجاد كند. متناسب بمانید، انرژی خود را افزایش دهید و از غذا خوردن لذت ببرید.

|+| نوشته شده توسط پورقاسمیان در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 ساعت 23:27 |

اینك بهــار.............

اینك بهــار

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاك
شاخه های شسته، باران خورده، پاك
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستو های شاد
خلوت گرم كبوترهای مست
نرم نرمك می رسد اینك بهار
خوش به حال روزگار!
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخك كه می خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی پوشی به كام
باده رنگین نمی نوشی ز جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می كه می باید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر كامی نگیریم از بهار
گر نكوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ

::: زنده یاد فریدون مشیری

|+| نوشته شده توسط پورقاسمیان در سه شنبه هجدهم فروردین 1388 ساعت 0:37 |

شوق دیدار
دوستان عزیزم سلام

شعر یا ترانه ای رو كه در این ایمیل ملاحظه خواهید كرد با تاثیر پذیری از شعر معروف "كـوچـه" یا "بی تو مهتاب شبی ..." سروده ی "زنده یاد فریدون مشیری" به سبكی جدید و با سلایق دوستداران كامپیوتر و اینترنت و چت و از اینجور چیزا البته بصورتی طنز گونه بازنویسی شده كه در نوع خودش بسیار زیباست. توصیه می كنم با همون آهنگ "كـوچـه" شعر رو تا آخر دنبال كنید ولی خیلی مراقب خودتون باشید ...
 

شوق دیدار

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

بی تو On line شبی باز از آن Room گذشتم
همه تن چشم شدم . دنبال ID ی تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از Case وجودم
شدم آن User دیوانه که بودم

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

وسط صفحه Room , Desktop یاد تو درخشید
Ding صد پنجره پیچید
شکلکی زرد بخندید
یادم آمد که شبی با هم از آن Chat بگذشتیم

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

Room گشودیم و در آن PM دلخواسته گشتیم
لحظه ای بی خط و پیغام نشستیم
تو و Yahoo و Ding و دنگ
همه دلداده به یک Talk بد آهنگ

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

Windows و Hard و Mother Board
همگی دست برآورده به Keyboard
تو همه راز جهان ریخته در طرز سلامت
من بدنبال تو و معنی درك کلامت

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

یادم آمد که به من گفتی از این عشق حذر کن
لحظه ای چند بر این Room نظر کن
Chat آئینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به Email ی نگران است

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

باش فردا که PM ات با دگران است
تا فراموش کنی چندی از این Log Out , Room کن
باز گفتم حذر از Chat ندانم
ترک Chat کردن هرگز نتوانم نتوانم

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

روز اول که Email ام به تمنای تو پر زد
مثل Spam تو Inbox تو نشستم
تو Delet کردی ولی من نرمیدم نه گسستم
باز گفتم که تو یک Hacker و من User مستم

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

تا به دام تو درافتم همه Room ها رو گشتم و گشتم
تو مرا Hack بنمودی . نرمیدم . نگسستم
Room ی از پایه فرو ریخت
Hacker ی Ignor تلخی زد و بگریخت

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

Hard بر مهر تو خندید
PC از عشق تو هنگید
رفت در ظلمت شب آن شب و شبهای دگرهم
نگرفتی دگر از User آزرده خبر هم

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

نکنی دیگر از آن Room گذر هم
بی تو اما به چه حالی من از آن Room گذشتم

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

|+| نوشته شده توسط پورقاسمیان در شنبه پانزدهم فروردین 1388 ساعت 0:18 |

تبريك

سال نو مبارك

|+| نوشته شده توسط پورقاسمیان در سه شنبه یازدهم فروردین 1388 ساعت 19:26 |

آئین چهارشنبه
تاریخچه آئین چهارشنبه سوری


در فرهنگ ایرانیان باستان تاكنون

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط پورقاسمیان در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 ساعت 1:2 |

من....................

من آموخته ام

...

 

Image hosted by allyoucanupload.com

 

... که تنها کسي که مرا در زندگي شاد مي کند

 کسي است که به من مي گويد: تو مرا

 شاد کردي

 

 

icon012.gif

 

... که هرگز نبايد به هديه اي از طرف کودکي، نه گفت

 

Image hosted by allyoucanupload.com

 

  ... که هميشه براي کسي که به هيچ عنوان قادر

 به کمک کردنش نيستم دعا کنم

 

icon004.gif

 

... که مهم نيست که زندگي تا چه حد از شما

جدي بودن را انتظار دارد،

همه ما احتياج به دوستي داريم که لحظه اي با وي

به دور از جدي بودن باشيم

 

 

Image hosted by allyoucanupload.com

 

... که گاهي تمام چيزهايي که يک نفر مي خواهد،

فقط دستي است براي گرفتن دست

 او، و قلبي است براي فهميدن وي

 

icon009.gif

 

... که زندگي مثل يک دستمال لوله اي است، هر

چه به انتهايش نزديکتر مي شويم

 سريعتر حرکت مي کند

 

 

Image hosted by allyoucanupload.com

 

... که چشم پوشي از حقايق، آنها را تغيير نمي دهد

 

 

icon132.gif

 

 ... که اين عشق است که زخمها را شفا مي دهد نه زمان

 

Image hosted by allyoucanupload.com

 

... که زندگي دشوار است، اما من از او سخت ترم

 

icon041.gif

آموخته ام
 

كه همه مي خواهند روي قله كوه زندگي كنند، اما

تمام شادي ها وقتي رخ مي دهند

 كه در حال بالا رفتن از كوه هستيم..

 

 

Image hosted by allyoucanupload.com

 

ثروتمند كسي نيست كه بيشترين ها را دارد ، بلكه

كسي است كه به كمترين ها نياز دارد.

 

icon005.gif


... که فرصتها هيچ گاه از بين نمي روند، بلکه

شخص ديگري فرصت از دست داده ما را

 تصاحب خواهد کرد

 

 

Image hosted by allyoucanupload.com

 

كه فقط چند ثانيه طول مي كشد تا زخم هاي عميقي در قلب كساني كه دوستشا ن

 داريم ، ايجاد كنيم اما سال ها طول مي كشد تا آن زخم ها را التيام بخشم.

 

icon020.gif

 

كه اگر مايلم پيام عشق را بشنوم ، خود نيز بايستي آن را ارسال كنم.

 

991vloveallneed.gif

|+| نوشته شده توسط پورقاسمیان در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 ساعت 0:22 |

فرصتی برای یادگیری !
فرصتی برای یادگیری !

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

فیلسوفی همراه با شاگردانش در حال قدم زدن در یک جنگل بودند و

درباره ی اهمیت ملاقات های غیرمنتظره گفتگو می کردند. بر طبق گفته

 های "استاد" تمامی چیز هایی که در مقابل ما قرار دارند به ما "فرصت

 یادگیری" و یا "آموزش دادن" را می دهند. در این لحظه بود که به درگاه

 و دروازه محلی رسیدند که علیرغم آنکه در مکان بسیار مناسب واقع

شده بود، ولی ظاهری بسیار حقیرانه داشت. شاگرد گفت: "این مکان

را ببینید. شما حق داشتید. من در اینجا این را آموختم که بسیاری از

مردم، در بهشت بسر می بردند، اما متوجه آن نیستند و همچنان در

شرایطی بسیار بد و محقرانه زندگی می کنند."

"استاد" گفت: "من گفتم "آموختن" و "آموزش" دادن مشاهده امری که

 اتفاق می افتد، کافی نمی باشد بایستی دلایل را بررسی کرد پس

فقط وقتی این دنیا را درک می کنیم که متوجه علت هایش بشویم.

سپس در آن خانه را زدند و مورد استقبال ساکنان آن قرار گرفتند. یک

زوج و سه فرزند با لباسهای پاره و کثیف. "استاد" خطاب به پدر خانواده

 گفت: "شما در اینجا در میان جنگل زندگی می کنید، در این اطراف

هیچ گونه کسب و تجارتی وجود ندارد؟ چگونه به زندگی خود ادامه می دهید؟"

آن مرد نیز در "آرامش" کامل پاسخ داد: "دوست من، ما در اینجا ماده

گاوی داریم که همه روزه، چند لیتر شیر به ما می دهد. یک بخش از

محصول را یا می فروشیم و یا در شهر همسایه با دیگر مواد غذایی

معاوضه می کنیم. با بخش دیگر اقدام به تولید پنیر، کره و یا خامه برای

مصرف شخصی خود می کنیم. و به این ترتیب به زندگی خود ادامه می

 دهیم.

"استاد" فیلسوف از بابت این اطلاعات تشکر کرد و برای چند لحظه به

تماشای آن مکان پرداخت و از آنجا خارج شد. در میان راه، رو به شاگرد

 کرد و گفت: "آن ماده گاو را از آنها دزدیده و از بالای آن صخره روبرویی

به پایین پرت کن!"

شاگرد گفت : اما این كار صحیحی بنظر نمی رسد، آن حیوان تنها راه

 امرار معاش آن خانواده است.

و فیلسوف نیز ساکت ماند ... آن جوان بدون آنکه هیچ راه دیگری داشته

باشد، همان کاری را کرد که به او دستور داده شده بود و آن گاو نیز در

آن حادثه مرد. این صحنه در ذهن آن جوان باقی ماند و پس از سالها،

زمانی که دیگر یک بازرگان موفق شده بود، تصمیم گرفت تا به همان

خانه بازگشته و با شرح ما وقع، از آن خانواده تقاضای "بخشش" و به

ایشان کمک مالی نماید.

اما چیزی که باعث تعجبش شد این بود که آن منطقه تبدیل به یک مکان

 زیبا شده بود با درختانی شکوفه کرده، ماشینی که در گاراژ پارک شده

و تعدادی کودک که در باغچه خانه مشغول بازی بودند. با تصور این

مطلب که آن خانواده برای بقای خود مجبور به فروش آنجا شده اند،

مایوس و ناامید گردید. ناگهان غریبه ای را دید و از او سوال کرد: "آن

خانواده که در حدود 10 سال قبل اینجا زندگی می کردند کجا رفتند؟"

 جوابی که دریافت کرد، این بود: "آنها همچنان صاحب این مکان

هستند."

مرد، وحشت زده و سراسیمه و دوان دوان وارد خانه شد. صاحب خانه

او را شناخت و از احوالات "استاد" فیلسوفش پرسید. اما جوان

مشتاقانه در پی آن بود که بداند چگونه ایشان موفق به بهبود وضعیت آن

 مکان و زندگی به آن خوبی شده اند.

آن مرد گفت: "ما دارای یک گاو بودیم، اما وی از صخره پرت شد و مرد.

 در این صورت بود که برای تامین معاش خانواده ام مجبور به کاشت

سبزیجات و حبوبات شدم. گیاهان و نباتات با تاخیر رشد کردند و مجبور

به بریدن مجدد درختان شدم و پس از آن به فکر خرید چرخ نخ ریسی

افتادم و با آن بود که به یاد لباس بچه هایم افتادم و با خود همچنین فکر

 کردم که شاید بتوانم پنبه هم بکارم. به این ترتیب یکسال سخت

گذشت، اما وقتی خرمن محصولات رسید، من در حال فروش و صدور

حبوبات، پنبه و سبزیجات معطر بودم. هرگز به این موضوع فکر نکرده بودم

 که همه قدرت و پتانسیل من در این نکته خلاصه می شد که: چه خوب

 شد آن گاو مرد."


برداشتی از داستان گــاو، اثر : "پائولو كوئیلو"
 

|+| نوشته شده توسط پورقاسمیان در یکشنبه هجدهم اسفند 1387 ساعت 0:28 |